محتویات سبد
(خالی)


فهرست موضوعی

ورود اعضاء
شناسه:
رمز عبور:
فراموشی رمز    

 
 

 

اخبار

  << قبلی   1   2   3   4   5   6   بعدی >>
 

عجیب ولی واقعی/مجموعه پنج جلدی ۱۰۰داستان ناگفته

۹ شهریور ۱۳۹۴ ۰۱:۵۵:۴۷ ب.ظ

برخی کتابها هستند که خواندن آنها برای همه لذت بخش است؛ چه اهل مطالعه باشند و چه نباشند.  فقط کافی ست آنها را باز کنیم و ازجایی شروع کنیم به خواندن؛ در آن صورت هیچ بعید نیست نرم نرمک حجم زیادی از کتاب را خوانده و یا طی چند نوبت تورق تقریبا همه آن را تمام کنیم و حتی بخش‌هایی از آن چنان برایمان جالب باشد که برای دیگران هم تعریف کنیم و یا اگر خود کتاب دم دستمان باشد، برای آنها گزیده ای از بخش‌هایی را که به نظرمان خیلی جذاب بوده  بخوانیم. مخصوصا اگر ساختار کتاب به گونه ای باشد که با متن هایی جذاب که به صورتی کوتاه و موجز در باره موضواعاتی متنوع نوشته شده باشند و البته مزین به تصاویری مرتبط و البته در قالبی خوش دست ارائه شده باشد.

آنچه در بالا گفته شد بدون هیچ اغراق یا اغماضی حکایت مجموعه پنج جلدی «۱۰۰ داستان ناگفته» است. صد داستان جذاب درباره پنج حوزه موضوعی زیر: تاریخ، تاریخ جنگ، رؤسای جمهور، موسیقی و علم و اختراعات.

ما در این مجموعه با حکایت های بسیار شنیدنی و جذاب روبه رو هستیم، اتفاقاتی بعضا ساده که به تغییر و تحولاتی باورنکردنی انجامیده اند. اصلی ترین ویژگی این حکایت ها آن است که با وجود تاثیر گذاری شان به ندرت در کتابهای تاریخی از آنها سخنی به میان آمده بنابراین اغلب بکر و شنیده شده اند و همین بر جذابیت آنها بسیار افزوده است.

حکایت‌هایی همانند مرگ همه مردم یک شهر به خاطر شرکت در انتخابات، پیدا کردن سه نخ سیگار که به پیروزی در یک جنگ می انجامد، زنی که قدرتمندترین دزد دریایی بود، این که جرج واشینگتن نخستین رپیس جمهور نبود، رئیس جمهوری که قربانی چند نخ سیگار اهدایی می شود و...هر کتاب از صد حکایت تشکیل شده و هر حکایت از متنی کوتاه و موجز تشکیل شده که در حجم ۲  صفحه همراه با عکسهایی مرتبط منتشر شده اند بنابراین با پنج کتاب با ساختارهایی مشابه طرف هستیم که در ۲۲۰ صفحه و با قطع خشتی منتشر شده اند. هرجلد توسط یک مترجم به فارسی برگردانده شده، اما در مجموع همگی روان و یکدست از کار در آمده اند. حسن این کتابها آن است که از هر کجای آن که بخواهیم می توانیم شروع کنیم و هر دو صفحه رو به رو هم شرح خواندنی حکایتی است که در یک نشست چند دقیقه ای می توان آن را خواند و لذت برد. همچنین باید گفت این مجموعه علاوه بر کیفیت سرگرم کنندگی بر اطلاعات عمومی خوانندگان خود می‌افزاید.

 

۱۰۰داستان ناگفته از علم
نویسنده: ریک بیر
مترجم: ابراهیم صالح رامسری

 خیلی از اختراعات و نظریه‏ های علمی که زندگی ما را دگرگون کرده‏ اند، بسیار اتفاقی و بدون نیت قبلی به وجود آمده‌اند. کتاب حاضر شامل سرگذشت ‏ها، رخدادهای تصادفی جالب و جرقه‏ هایی‌ست که در ذهن افراد زده شد و اختراعاتی تازه را به دنبال آورد. داستان‏های واقعی از افراد مشهوری مثل ایزاک نیوتون تا دانشمند گمنامی مانند آلبرت پارکهوس در پیش روی خواننده قرار گرفته است و از این سبب در کتاب حاضر خواننده سرگذشت هایی از دوهزار سال پیش از این تا سالهای اخیر هستیم. در این کتاب داستان‏ های متعددی از مخترعین فراموش‏ شده ‏ای آمده که وسایلی همچون رادیو، دوربین فیلمبرداری یا رایانه را خیلی زودتر از افراد معروفی که ما این اختراعات را به نام آنها می‏ شناسیم ابداع کرده ‏اند.

 

۱۰۰ داستان ناگفته از موسیقی
نویسنده: ریک بیر
مترجم: البرز قریب

کتابی که پیش رو دارید، داستان‏ های جالب، واقعی و در عین حال حیرت‏ انگیزی از دنیای موسیقی و موسیقی دانان است. داستان‏هایی به‏ غایت جذاب که شاید کمتر در تاریخ به آنها پرداخته شده است و نویسنده با زبردستی هرچه تمام‏ تر، جذاب‏ترین داستان‏های تاریخ موسیقی را از لابلای هزارتوی تاریخ بیرون کشیده است. این کتاب نه فقط برای اهالی موسیقی بلکه برای هر علاقمند موسیقی نیز می‏تواند جالب و جذاب باشد.

 

۱۰۰ داستان ناگفته از جنگ های تاریخ
نویسنده: ریک بیر
مترجم: رضی هیرمندی

همانطور که از نام کتاب پیداست، در این کتاب یکصد داستان ناگفته از جنگ‏های تاریخ گردآوری شده است. این کتاب با بیانی داستان‏ گونه و جذاب به پیروزی‏ ها و شکست‏ های ارتش‏ ها در طول جنگ‏های تاریخ می‏پردازد. داستان‏ هایی که شاید کمتر بدان‏ها پرداخته شده است. در این کتاب با ترفندهای نظامی بسیار جالب جنگاوران در طول تاریخ آشنا خواهید شد.

 

۱۰۰ داستان ناگفته از روسای جمهور
نویسنده: ریک بیر
مترجم: پرویز بابایی

آیا می ‏دانستید ده‏ها داستان شگفت ‏انگیز دربارۀ رییس‏ جمهورهای تاریخ وجود دارند ولی چندان بدان‏ها پرداخته نشده است. نویسنده با جست ‏و جو در ژرفنای تاریخ، این داستان‏ های جذاب را در این کتاب گردی ‏آوری کرده است. مثلا هیچ یک از ما نمی‏ دانیم آبراهام لینکن چرا ریش داشت؟ و یا اینکه در تاریخ رییس‏ جمهوری وجود داشت که فقط یک روز بر مسند قدرت نشست.  این کتاب پر است از داستان‏ های این‏ چنینی. از ویژگی‏ های برجستۀ این کتاب، نثر داستان‏ گونه و بسیار گیرای آن است.

 

۱۰۰ داستان  ناگفته از تاریخ
نویسنده: ریک بیر
مترجم: علی نظیف پور

این‏گونه نیست که همواره ارتش‏ ها و ظهور و سقوط امپراطوری‏ ها تاریخ را شکل دهند، گاه به شکلی ساده، افرادی کاملا عادی صحنۀ تاریخ را دگرگون کرده اند. مثلا یک راننده راه خود را گم می‏‌کند، یک پژوهشگر ازیاد می برد آزمایشگاهش را تمیز کند و یا یک سرباز لاابالی شلوغ‌کاری می‏‌کند و همین اتفاقات به ظاهر پیش پا افتاده، باعث شکل گرفتن ماجراهایی می شوند که تغییر مسیر تاریخ به دنبال دارند. در این کتاب در رهگذر تاریخ مروری شده به برخی از جالب ترین اتفاقاتی که به همین سادگی مسیر تاریخ را عوض کرده اند داستانهایی عجیب ولی واقعی.


دمی بی خویشتن با خویشتن

۲۴ مرداد ۱۳۹۴ ۰۲:۲۹:۲۹ ب.ظ

این کتاب " شاید شگفتی انگیزترین و هنگامه سازترین و چالش خیزترین کتابی باشد که من تاکنون نوشته ام". دکتر کزازی اینگونه سخن را آغاز می کند تا پیشاپیش خواننده را برای یک سیر و سلوکی غیرمنتظره آماده سازد. سیر و سلوکی عرفانی و کوششی برای خودشناسی که موضوع این کتاب را تشکیل می دهد.

 



کتاب با چند بحث کوتاه مقدماتی آغاز می‌شود  که عناوین آنها بدین قرار است: "خرد وابسته"، "سه گذار بزرگ" و "کمخوارگی و شکمبارگی"؛ جدا از بحث های مقدماتی به قسمتهای اصلی کتاب می رسیم که به نظر می رسد کزازی تاکید بیشتری روی این صفحات داشته است. این قسمت از سه بخش تشکیل شده است که به ترتیب عبارتند از: "گذار به خدایی"، "گذار در خدایی" و "گذار از خدایی". در واقع منظور از این سه عنوان همان سفرهای سه گانه مشهور عرفانی است که با این نام ها شناخته می شوند: "سیر الی الله"، "سیر فی الله" و "سیر من الله". البته این اثر به یکسان میان این سه بخش قسمت نشده است و بخش اول بسیار مفصل بوده بطوری که حدود هفتاد درصد کتاب را تشکیل می دهد. این در حالی است که بخش دوم و سوم هر کدام فقط در چهار صفحه مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند.

 



دکتر کزازی در بخش اول بطور مبسوط به موضوعات بسیار متنوعی در زمینه سیر و سلوک و عرفان می پردازد. ایشان در جای جای این بخش سنت ادبیات فارسی را نیز از همین جهت مورد واکاوی قرار داده است. البته از سایر حوزه ها و دانش ها نیز غافل نمانده و برای نمونه عناوینی همچون "روانسنجی"، "ناخودآگاهی و هنر"، "گونه های خواب"، "برون فکنی در بیداری"، "فالزنی: رایزنی با خود" و "فالزنی با دیوان حافظ" نیز دیده می شود.

هر چند استاد کزازی در این اثر خود بیشتر از آثار ادبیات فارسی که به موضوع عرفان اختصاص دارند، بهره برده است اما علاوه بر آنها حاصل تأملات و دیدگاه های خود را نیز در کتاب جای داده است. دیگر آنکه این اثر همانند سایر آثار دکتر کزازی به زبان فارسی ناب نگاشته شده و در آشنا ساختن خواننده با پارسی سره نیز مفید است. در پایان کتاب یادداشت ها و فرهنگ واژگانی وجود دارد که برای خواننده علاقمند بسی آموزنده است.

 

چند صفحه ای از این کتاب را ورق بزنید


٢٥ هزار پوند جایزه برای رمانی که کسی چاپش نمی کرد!

۵ تیر ۱۳۹۴ ۰۹:۴۴:۱۹ ب.ظ

۲۵ هزار پوند جایزه  براي رمانی که نويسنده‌اش  ٤٤ بار جواب رد از ناشران شنید.

به گزارش الفِ کتاب، به نقل از اعتماد، رماني كه داستان آن در روزگار امپراتوري چين مي‌گذرد، ٤٤ بار از سوي ناشران رد شد و جايزه ٢٥ هزار پوندي «والتر اسكات»، برترين جايزه رمان تاريخي، را از آن خود كرد؛ «ده هزار چيز» اثر «جان اسپرلينگ» داستان زندگي «ونگ منگ» يكي از چهار استاد بزرگ نقاشي قرن چهاردهم ميلادي است. نگارش اين رمان ١٥ سال طول كشيد و ناشران از انتشار اين كتاب سرباز مي‌زدند تا اينكه «داك‌وورث» سال گذشته «ده هزار چيز» را به چاپ رساند.


داوران اين كتاب را مسحوركننده خواندند و آن را توصيفي ظريف از امپراتوري چين قديم كه حس مدرن بودن را به خواننده منتقل مي‌كند، دانستند و اضافه كردند: ‌«داستان ده هزار چيز لذت‌بخش و لطيف است. حين خواندن رمان اسپرلينگ احساس مي‌كنيد به نقاشي‌هايي كه ونگ منگ خلق كرده، نگاه مي‌كنيد.»جان اسپرلينگ جايزه خود را در «فستيوال بوردرز بوك» در «ملروز» دريافت كرد. اسپرلينگ يكي از هفت نويسنده‌اي بود كه به فهرست نهايي نامزدان ششمين دوره اين جايزه راه يافته بود و توانست نويسندگاني همچون «مارتين آميس»، «آدام فولدز» و «هلن دانمور» را شكست دهد. «عليستر مفات»، رييس داوران، گفت: «از جسارت مارتين آميس در تمركزش بر هزل، تا مخلوطي پست‌مدرن از دادگاه قرن هفدهم و مراجعين كنوني در سيسيل، هند، تركيه و فرانسه، خواننده هزاران زندگي را تجربه مي‌كند. در نهايت روشن شدن دوره جذاب و كمتر شناخته‌شده‌تر از چين توجه ما را به خود جلب كرد. اين كتاب شايسته اعتبار بي‌حدوحصري است و اميدواريم جايزه والتر اسكات اين اعتبار را به او داده باشد.»

جان اسپرلينگ، مجري سابق راديو بي‌بي‌سي از سال ١٩٦٦ به نويسندگي رو آورد. از سال ٧٦ تا ٨٨ منتقد هنري «نيو استيتسمن» بود. او تا به‌حال ٣٠ نمايشنامه و چهار رمان نوشته است. بعد از اينكه اسپرلينگ به فهرست نهايي راه يافت، گفت: «خيلي خوشحالم كه يكي از نامزدهاي نهايي هستم، بيشتر به اين خاطر كه به والتر اسكات هم علاقه‌مندم و تمام داستان‌هايش را خواندم و در كتابخانه‌ام چند جلد از كتاب‌هاي او را دارم. خودم را يك رمان‌نويس تاريخي نمي‌دانم، چون همه ما در تاريخي ادامه‌دار زندگي مي‌كنيم و باور دارم كه فقط با راهنمايي تاريخ مي‌توانيم به دركي بهتر از خودمان برسيم.»

جايزه والتر اسكات براي رمان تاريخي جايزه ادبي بريتانيايي است كه در سال ٢٠١٠ بنيان نهاده شد و با جايزه نقدي ٢٥ هزار پوندي يكي از بزرگ‌ترين جوايز ادبي انگلستان است. از قوانين جايزه والتر اسكات اين است كه زمان داستان‌ها حداقل ٦٠ سال پيش باشد، به انگليسي نوشته‌شده باشد و سال قبل از شركت در اين جايزه منتشر شده باشد.


بر کورش چه گذشت

۲ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۲۱:۱۵ ب.ظ

بی‌گمان تاریخ ایران قدمتی دیرینه‌تر از حکومت کورش کبیر دارد، اما کورش دوم بنیان‌گذار حکومت هخامنشی، نخستین پادشاه ایرانی‌ست که مکتوباتی مستند از او و درباره او برجای‌مانده است. کورش از نوادگان آخرین پادشاه ماد بود، او پاسارگاد را به‌عنوان پایتخت خود برگزید که این محل ملک دودمان هخامنشی بود، بعدها به مدفن او نیز بدل شد. حکومت کورش بر منطقه پارس ابتدا خراج گذار مادها بود، اما او بر آن‌ها شورید و مادهای بسیار نیرومند را شکست داد و کشورهای تحت سلطه آن‌ها را به قلمروی خود افزود. سپس سراسر شرق نزدیک آسیا را به‌جز مصر، تصرف کرد و دامنه سرزمین‌های تحت حکومت خود را تا آسیای مرکزی گسترش داد. کورش مرزهای ایران را به حدی گسترش داد که تا آن زمان سابقه نداشت.

روایت است که هر سرزمینی را که فتح می‌کرد، مردم با جشن و سرور پذیرایش می‌شدند؛ زیرا نه‌تنها اجازه غارت اموال مردم را به سربازان خود نمی‌داد، بلکه به آداب و رسوم و آیین‌های آن مردم نیز احترام می‌گذاشت. در متون بابلی آمده که او بابل را بدون جنگ به تصرف درآورد، امنیت ساکنان شهر را تضمین کرد و صلح را در آنجا برقرار ساخت و حتی سربازان خود را به نگهبانی از معبد بزرگ بابل گماشت تا از تاراج مصون بماند و به مردم در بازسازی معابدشان یاری رساند. او همچنین هزاران تن از مردمی که به‌زور از این شهر کوچانده شده بودند به زادگاه‌شان بازگرداند و به مردم در نوسازی معبدهای بابلی آسوری و ایلامی مدد رساند. دست‌گیری او از مردم مغلوب آن‌چنان معروف شد که کار تصرف سرزمین‌های باختری بین‌النهرین را برای او آسان ساخت. خلق‌وخوی کورش چنان بود که حتی دشمنانش نیز به بزرگی از او یادکرده‌اند، حتی یونانی‌ها که در دنیای باستان دشمنان قسم‌خورده پارسیان بودند. پدر ایران کتابی ست درباره زندگی چنین مردی که فخر مردم این دیار در طول تاریخ بوده است.

میر جلال‌الدین كزازی نویسنده، پژوهشگر، مترجم و شاهنامه پژوه، متولد سال ۱۳۲۷ در كرمانشاه است. کزازی درزمینهٔ تاریخ و فرهنگ ایران نامی‌ست بااعتبار و به قلم او پژوهش‌های ارزنده‌ای در این حوزه منتشرشده است که جملگی نشان از دانش و آگاهی و مهم‌تر از همه عشق او به این سرزمین و پیشینه‌ی پرشکوهش دارد. «از آغاز تا پادشاهی منوچهر»، «از پادشاهی خسرو پرویز تا پادشاهی یزدگرد»، «از پادشاهی لهراسب تا پادشاهی دارای داراب»، «از داستان بیژن و منیژه تا آغاز پادشاهی لهراسب»، «از داستان فرود سیاوش تا داستان اكوان دیو»، «پیروزی خون بر شمشیر»، «خاقانی شیروانی»، «خشم در خشم» و «دیدار با اژدها» از این جمله‌اند.

«پدر ایران» به عنوان یکی از تازه‌ترین کتاب‌های منتشرشده به قلم کزازی، اثری‌ست در قالب داستانی، تحقیقی و پژوهشی؛ کزازی پیش‌ازاین «پسر ایران» را به همت انتشارات معین منتشر کرده بود که با رویکردی داستان گونه به زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی می‌پرداخت. پدر ایران نیز بر همین شیوه نگاهی دارد داستانی به زندگی كوروش کبیر، روایتی دلکش که از تولد تا مرگ پابه‌پای این چهره نامدار پیش می‌آید و خواننده را نیز با خود همراه می‌كند.

 



درباره زندگی کورش همچون هر بزرگ‌مرد دیگری در تاریخ افسانه‌ها فراوان است که با تاریخ درآمیخته، کزازی نیز در دیباچه کتاب به این مهم اشاره‌کرده است. او پدر ایران را داستانی زیستنامه‌ای خوانده است. اثری که به زعم او بر سه پایه مهم بنا شده است. نخست تاریخ؛ چرا که کورش شخصیتی برآمده از تاریخ است و کزازی تاریخ ایران باستان و حکومت هخامنشیان را در این اثر موردتوجه قرار داده و پیکره و پیرنگ داستان را با استفاده از یافته‌ها و رخدادهای تاریخی این دوران ساخته و داستان را برگرد آن‌ها تنیده است. بر این اساس روند این داستان مبتنی بر تاریخ است. دومین پایه این اثر را افسانه‌ها تشکیل می‌دهند. در پیرامون زندگی کورش افسانه‌ها فراوانند و برخی از آن‌ها کارکردی نمادین دارند. از این منظر در این روایت داستانی که از تولد تا مرگ کورش را دربرمی‌گیرد، افسانه‌ها نیز ازجمله آبشخورها محسوب می‌شوند. سومین پایه کار هم پندار بوده، چراکه این اثر هم به‌هرحال روایت داستانی و تاریخی ست. بنابراین همانند هر اثر هنری نیز پندار نویسنده  در آن دخیل بوده است و درواقع هر جا که رخدادهای تاریخی کاستی‌هایی داشته نویسنده از قوه پندار خود بهره برده تا خلاء ها را پرکرده است. باوجود این توضیح، می‌توان بر این نکته اذعان داشت که کزازی در این اثر تاریخ را قربانی جذابیت‌های داستانی نکرده و با افسانه سازی و خیال پروری تصویری مسخ‌شده و دروغین از کورش پیش روی مخاطب نگذاشته است. شاید آن میزان از بزرگی، هوش و ذکاوت به‌عنوان یک پادشاه و درنهایت جوانمردی و نگاه انسانی‌اش اغراق‌آمیز جلوه کند، اما حقیقت این است که این مسئله ساخته خیال کزازی یا تاریخ نگاران ایرانی نبوده بلکه تاریخ‌نگاران غیر ایرانی و حتی روایت بازمانده از رومیان که دشمنان دیرینه ایرانیان بوده‌اند همگی چنین تصویری از کورش ارائه کرده‌اند و ازاین‌سبب نمی‌توان آن را یکسره افسانه پنداشت.

داستان این کتاب با رویای آژیدهاک پادشاه ماد آغاز می‌شود. او در خواب می‌بیند روی شکم دخترش ماندان، درخت تاکی روییده که سرتاسر سرزمین‌های آسیا را فراگرفته است. روز بعد مغان و خواب‌گزاران را نزد خود فرامی‌خواند تا خوابش را تعبیر کنند. آنان ابتدا در هراسند که شنیدن تعبیر خواب خشم پادشاه را برانگیزد، اما وقتی از آژیدهاک امان می‌گیرند، خوابش را تعبیر می‌کنند. آن‌ها از تولد پسری سخن می‌گویند که مادرش ماندان است، پسری که در آینده پادشاهی ماد را برخواهد انداخت. آژیدهاک دخترش را که به همسری کمبوجیه حکمران پارسی در آمده نزد خود فرامی‌خواند. ماندان وقتی به هگمتانه می‌رسد باردار است. بنابراین پدرش نقشه‌ای می‌کشد که فرزند او را ربوده و سربه نیست کنند. به ماندان می‌گویند فرزندش مرده به دنیا آمده است. اما دست تقدیر این‌گونه بود که کورش جان سالم به دربرده و نزد خانواده جنگلبانی بزرگ شود و...

داستان کتاب جذاب و پرکشش است اما زبانش قدری دشوار به نظر می‌رسد. کزازی همچون دیگر آثار خود برای نگارش این کتاب نیز از زبان فارسی سره بهره برده، حذف واژگان مأنوسی که در سال‌های دور و نزدیک از دیگر زبان‌ها به فارسی وارد شده و جایگزین کردن معادل‌های فارسی آن‌ها که سال‌هاست رایج نبوده نثر کتاب را کمی دشوار ساخته اما درعین‌حال این نثر از امتیازات کتاب نیز محسوب می‌شود. چراکه کتاب را از منظر زبانشناسانه از ویژگی‌های ارزنده‌ای برخوردار می‌سازد. کزازی نه‌تنها لغات دشوار را در پانویس هر صفحه آورده است بلکه در پایان کتاب نیز با واژه‌نامه‌ای لغات دشوار کتاب را یکجا در اختیار مخاطب قرار داده است.

حمیدرضا امیدی سرور


نصرالله پورجوادی «گنج حکمت» را به «ایوان جان» رساند

۲ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۱۹:۰۹ ب.ظ

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه «گنج حکمت» گزیده‌ای است از آثار منثور پارسی که اگرچه ناشناخته نیستند اما به اندازه‌ای که باید و شاید خوانده نشده‌اند. از این‌رو بنای فراهم‌آورندگان این مجموعه برآن بوده که از هر جهت، متنی گیرا و تاثیرگذار به دست بدهند تا لااقل این اندازه از میراث گرانبهای ادب پارسی خوانده و فهمیده شود.

انتخاب‌ها، کار استادانی است که غالبا آن را تصحیح کرده و با احاطه‌ای که به محتوای اثر داشته‌اند، ضمن انتخاب بهترین فرازها کوشیده‌اند تا با گذاشتن حرکت‌ روی کلمات و علامت‌گذاری صحیح و آوردن معانی واژه‌ها و عبارات، خواننده را در خواندن متون قدیم یاری دهند.

در مجموعه «گنج حکمت» بیش از هر چیز به حکایت پرداخته شده است؛ زیرا بسیاری از نویسندگان، خصوصاً نویسندگان صوفیه، عموماً از قالب حکایت به سبب توانایی آن در جلب مخاطب استفاده کرده‌اند.

«ایوان جان»، عنوان یکی دیگر از مجلدات مجموعه «گنج حکمت» است که به آثار احمد غزالی، برادر کوچک ابوحامد محمد غزالی، فلیسوف قرن پنجم پرداخته است. گزینش و توضیح و خوانش متن برعهده نصرالله پورجوادی، پژوهشگر آثار احمد غزالی و موسس مرکز نشر دانشگاهی است.

احمد غزالی صوفی است و تصوف او عاشقانه. در این تصوف نسبت یا رابطه انسان با خدا از راه عشق در نظر گرفته می‌شود. تصوف عاشقانه را می‌توان دربرابر تصوف عابدانه قرار داد. «سوانح» براساس نبت عاشقی و معشوقی نوشته شده و داستان مرغان براساس نسبت بنده و مولی.

به گفته پورجوادی، غزالی فقط در اشعاری که نقل می‌کند از نسبت عاشقی هم سخن به میان می آورد. زبان شعر، زبان تمثل است و لذا می‌توان بندگی و ارادت مرغان را حالت عاشقی دانست. اما در خارج از زبان شعر، نسبتی که مرغان با سیمرغ دارند نسبت بندگان و رعایا به پادشاه و خواجه و مولای ایشان است.

«گنج حکمت»، فقط به آثار منثور پارسی پرداخته است. مجموعه «گنج حکمت» با یک لوح شنیداری همراه است. این لوح که خوانش منتخبی از متن گزیده‌هاست می‌کوشد تا با بهره‌گیری از جادوی کلام و موسیقی، طیف گسترده‌تری از مخاطبان را که به هر دلیل خواندن متن‌های ادبی را دشوار می‌یابند با این متن آثار آشنا شوند.

«ایوان جان» گزیده آثار احمد غزالی از مجموعه «گنج حکمت» با گزینش و خوانش نصرالله پورجوادی از سوی انتشارات معین و در ۲۲۰۰ نسخه منتشر شده؛ قیمت این کتاب ۱۰ هزار و قیمت آن همراه با دو لوح شنیداری، ۳۲ هزار تومان است.


گفت و گو با استاد بهاءالدین خرمشاهی

۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۰۲:۵۳:۱۶ ب.ظ



بدون حمایت هیچ‌یک از ارگان‌ها و نهادها، دست به تألیف فرهنگنامه‌ای دو‌زبانه آن هم در حجمی قابل توجه زد. «کارا» فرهنگنامه‌ای پنج جلدی ا‌ست که برای تألیف آن حدود بیست سال وقت صرف شد و استادبهاء‌الدین خرمشاهی، صاحب نامدار این فرهنگ را با فراز و فرودهای بسیاری روبه‌رو کرد. خرمشاهی در باب این اثر گفته:« این تألیف مفصل‌ترین فرهنگ‌ دانشنامه در طول تاریخ دویست ساله فرهنگ‌نگاری انگلیسی- فارسی است». استاد بهاءالدین خرمشاهی، عمر را به تحقیق، تألیف و ترجمه گذرانده است و کارنامه ای پربرگ و پر بار دارد. دو حوزه اصلی پژوهش او قرآن پژوهی و حافظ پژوهی است اما در کنار این دو حوزه، انبوهی از آثار تألیف و ترجمه ای هم از قلم قلندر  او تراویده است. او گرچه بیش از این هم آثاری از جنس فرهنگنامه نویسی فراهم آورده بود اما با تألیف فرهنگ 5 جلدی » کارا «رسماً و علناً و عملاً در سلسله سرافراز صاحبان فرهنگنامه نشسته است. به بهانه انتشار «فرهنگ – دانشنامه کارا» به سراغ این نویسنده، مترجم، شاعر و محقق تیزچنگ رفتیم و با او گفت‌و‌گو کردیم که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید:

 در ابتدا قدری از مشخصات «فرهنگنامه کارا» بگویید که این فرهنگنامه از چند واژه و چه تعدادی مدخل تشکیل شده است؟
این فرهنگنامه حدود 150 هزار مدخل برای لغات اصلی دارد که نزدیک به 40 هزار مدخل فرعی نیز در زیرمجموعه آنها وجود دارد. به عنوان نمونه در ازای واژه‌های‌get یا‌give تنها یک لغت ارائه نشده و در حدود پنج صفحه به آنها پرداخته شده است. بخشی از واژه‌ها به زبان فارسی و بخشی دیگر نیز به زبان انگلیسی هستند. با توجه به اینکه تعداد واژه‌های انگلیسی زیاد است آنها را در شمارش حساب نکردم. اگر قرار بود تمام این واژه‌ها را بشمارم تعدادشان بیشتر از 400 هزار واژه می‌شد. اجازه بدهید همین جا بگویم که تا به امروز این فرهنگنامه گسترده‌ترین فرهنگنامه‌ای به‌شمار می‌آید که به دو زبان انگلیسی و فارسی نوشته شده است. فرهنگنامه قبلی که با تلاش منوچهر آریان‌پور تألیف شده 6 جلدی بود اما هر جلد آن از جهت تعداد صفحات کمتر از این فرهنگنامه است و از سویی حروف‌نگاری آن چندان فنی و دقیق نیست.

 


 
مدخل‌های فرهنگنامه مذکور را به چند دسته تقسیم کردید؟

این فرهنگنامه چهار جلد است که جلد پنجم آن به نوعی در تکمیل جلدهای قبلی و حتی مفصل‌تر از آنها منتشر شده که دربردارنده 26 هزار اصطلاح از 60 رشته است. با توجه به گستردگی کار در هر رشته‌ای از 55 تن از کارشناسان مجرب دعوت به همکاری کردیم. هر‌یک از این گروه‌های کارشناسی در رشته‌های خود بین 300 تا 400 واژه ارائه کردند که میانگین برخی از آنها از 400 لغت نیز بیشتر شد. در جلدهای چهارگانه‌ای که به آن اشاره کردم، بیشتر به لغات عمومی و کمتر به لغات تخصصی پرداخته شده است. درست مانند فرهنگنامه‌های دیگری نظیر فرهنگنامه‌های هزاره، پویا، آریان‌پور و... که در آنها به لغات عمومی پرداخته شده است. اگر قرار باشد تمام لغات تخصصی در قالب یک فرهنگ مورد توجه قرار بگیرند که تعداد جلدهای آن سر به فلک می‌زند. ما در دنیا حداقل 300 رشته تخصصی داریم و نمی‌توانیم تمام این رشته‌ها را در یک فرهنگنامه جای دهیم. از همین رو هر یک از این رشته‌ها فرهنگنامه تخصصی خود را دارند. از سویی مردم زمانی که به خرید یک فرهنگنامه می‌پردازند خواهان مطالعه واژه‌های تمام این رشته‌ها نیستند. در «فرهنگ – دانشنامه کارا» برای اینکه حوصله خواننده سر نرود لغاتی را که قدری تخصصی‌تر بودند در جلد پنجم آوردیم. بنابراین واژه‌های رشته‌هایی که در این فرهنگنامه به واژه‌های آنان توجه شد آنهایی هستند که کاربرد بیشتری برای مخاطب داشتند. چند سال قبل که بحث فرهنگنامه شما مطرح بود برخی می‌گفتند تا زمانی که فرهنگنامه‌هایی نظیر فرهنگنامه دکترباطنی یا فرهنگ هزاره حق‌شناس تألیف شده، نیازی به دوباره‌کاری در این زمینه نیست و...
همان‌گونه که اشاره کردید برخی این نقد را به من داشتند و می‌گفتند با توجه به وجود آثار مشابه، چرا دوباره می‌خواهی دست به تألیف چنین اثری بزنی؟! در جواب این دوستان باید گفت که «فرهنگنامه کارا» به دلیل گستردگی آن در اصل یک دانشنامه به‌شمار می‌رود. در این اثر اطلاعات مختلفی درباره اماکن، کشورها، ایسم‌ها، مکاتب‌های فلسفی- هنری و... آمده است. مهم‌ترین ضرورتی که در این اثر به آن توجه داشتم، این بود که تا به امروز هیچ دانشنامه دو زبانه‌ای در کشورمان منتشر نشده بود. البته شاید برخی بگویند که دوزبانه هم داشتیم که در پاسخ می‌گویم که هیچ‌کدام از آن دوزبانه‌ها به شکل دایرئ‌المعارف تألیف نشده‌اند.


 ظاهراً نگارش این فرهنگنامه بر اساس واژگان مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی صورت گرفته است؟
بله. این فرهنگنامه با مطالعه ۱۰ دفتر از واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سنجیده شده و ۱۰ هزار واژه مصوب فرهنگستان را نیز دربردارد.


 ‌برای بسیاری از مردم استفاده از مصوبات فرهنگستان زبان و ادب فارسی جانیفتاده است. گمان نمی‌کنید که این مسأله ممکن است باعث استقبال اندک از فرهنگنامه شما شود؟
برعکس من معتقدم استفاده از لغات مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی منجر به عمومی شدن آنها در میان مردم می‌شود. شاید بسیاری از مردم از این واژه‌ها اطلاعی نداشته باشند و ما از این طریق به نهادینه شدن آنها در جامعه کمک می‌کنیم.


با اینکه شما این مسأله را نقطه قوت کارتان می‌دانید، اما از آن سو باید این را هم مدنظر داشته باشید که واژه‌های مصوب نه تنها از سوی مردم بلکه حتی از سوی اهالی قلم نیز با استقبال روبه‌رو نشده است! بهره‌مندی از واژه‌های مصوب فرهنگستان به حضورتان در آن مجموعه ارتباط ندارد؟
حتی اگر در فرهنگستان هم نبودم، باز‌هم به همین صورت کار می‌کردم. متأسفانه برخی از مردم با فرهنگستان شوخی‌هایی می‌کنند که در واقعیت حتی وجود خارجی هم ندارد. مثلاً می‌گویند فرهنگستان به جای پیتزا واژه‌ «کش لقمه» را تصویب کرده است که در واقع حقیقت ندارد. اصلاً ما فرصتی برای این کارها نداریم. مردم به پیتزا همان پیتزا بگویند!


 کار تألیف این فرهنگنامه را سال 74 شروع کردید، اما بعد از گذشت هفت- هشت سال، کار متوقف شد. علت آن توقف و ادامه کار پس از چند سال چه بود؟
در آن چند سال ابتدایی از عده‌ای جوان برای نمونه‌خوانی و ویراستاری دعوت کردم ولی به دلیل تلاش آنان برای اعمال سلیقه در «اثر» من به ناچار به این همکاری پایان دادم البته مشکلات مالی و تنهایی من درانجام این کارهم دلیل دیگر برای توقف کار بود.


 چه شد که کار انتشار این فرهنگنامه با نشر «فرزان» بی‌نتیجه ماند و سه ناشر دیگر آن را به سرانجام رساندند؟
انتخاب ناشر و توافق برای انتشار آن هم ماجرای مفصلی داشت. نشر فرزان به دلیل طولانی شدن کار امکان انتشار آن را از نظر مالی پیدا نکرد، از همین رو قرارداد فسخ شد. به همین خاطر حدود هشت سالی در انبار کتابی که دنباله کتابخانه‌ام بود باقی ماند. این توقف تا وقتی که «علیرضا رئیس دانایی» مدیر انتشارات «نگاه» به سراغ من آمد ادامه پیدا کرد. از من سراغ آثارم را گرفت و خواست اثری برای انتشار به مؤسسه وی بدهم. گفتم قرارداد آثاری که هم‌اکنون در دست دارم با ناشران دیگر بسته شده است. وی همچنان اصرار کرد و گفت که امکان ندارد خرمشاهی پرکار کتابی در دست تألیف نداشته باشد. همان‌ زمان یاد فرهنگنامه افتادم که از سال‌ها قبل در انبار مانده بود. گفتم که این فرهنگنامه در سه جلد و 3 هزار صفحه نمونه سفید دارد و اگر یک دور ویرایش شود امکان چاپ آن فراهم می‌شود. رئیس دانایی گفت: «‌وقتی می‌گویی نصف کار نزدیک به سه جلد شده، کامل شده آن تقریباً هفت جلد خواهد شد. بنابراین ادامه آن حداقل 12-10 سال دیگر زمان برده و از سویی با قیمتی برابر با ‌حداقل 500 هزار تومان منتشر خواهد شد که خرید آن از توان بسیاری از مردم خارج است«
وی پیشنهاد داد که این کتاب را به سه - چهار جلد برسانم. به این ترتیب در تماس بعدی رئیس دانایی گفت که برای کار انتشار این کتاب با دو ناشر دیگر نیز حرف زده است. من هم موافق بودم چراکه انتشار آن کار سنگینی بود و توزیع‌کننده بودن دو ناشر مذکور، برگ برنده‌ای برای توزیع آن نیز به‌شمار می‌آمد که من هم آن را پذیرفتم. علاوه بر نشر «نگاه»، نشرهای «معین» و «شباهنگ» نیز به همکاری برای انتشار این اثر پرداختند.


 تألیف فرهنگنامه را چند وقت قبل دوباره از سر گرفتید؟
چهار سال قبل. البته قرار بود که تألیف آن در نهایت ‌دو سال به پایان برسد که ممکن نشد. تازه این در شرایطی بود که از همان سال‌ آغاز کار با چاپخانه‌ای برای انتشار آن توافق کرده‌ بودیم و خیالمان از این بابت آسوده بود. بعد از هشت سال وقفه دوباره به سراغ همان چاپخانه رفتیم در غیر این صورت شاید کار انتشار آن به جای چهار سال حتی ممکن بود تا دوازده سال نیز طول بکشد.
در دوره دومی که برای ادامه تألیف دست به‌کار شدم از همراهی تعدادی از دوستان بهره گرفتم. بالاخره این اثر بعد از گذشت بیست‌سال از آغاز آن به پایان رسیده و منتشر شد. هشت سال در ابتدا برای تألیف آن کار زمان گذاشتم که بعد از آن هشت سال کتاب در انبار باقی ماند و چهار سال نیز کار مجدد روی آن طول کشید که در نهایت 20 سال شد. اما به طور مداوم تألیف آن دوازده سال زمان برد.


 در تألیف این اثر از حمایت مراکز دانشگاهی و علمی هم بهره گرفتید؟
نه. این درصورتی بود که انجام چنین کارهایی در کشورهای دیگر با حمایت علمی و مادی سازمان‌های دیگر همراه است.


 با توجه به پیشرفت روز‌افزون علوم در شاخه‌های مختلف چه دوره زمانی را برای تألیف مجدد در فرهنگنامه‌ها باید در نظر گرفت؟
باید بعد از گذشت 30 سال به سراغ تألیف دوباره فرهنگنامه‌ها رفت. زمان؛ موجود زنده‌ای است که باید حواسمان به تحولات بی‌شمار آن باشد. در این رابطه در خاطرم هست که با یکی از همکاران فعال در فرهنگستان مشغول گفت‌و‌گو بودیم. این دوست در ارتباط با زبان انگلیسی گفت که در هر سال یک میلیون واژه تازه متولد می‌شود. من به ایشان گفتم که این مسأله درست نیست چراکه OED (oxford english dictionary) تمام دارایی زبان انگلیسی را از 10 قرن قبل در خود جای داده در نهایت در بردارنده پانصد هزار واژه است. از سویی اگر توجه کنید معمولاً تصحیح هر فرهنگنامه حدود 10 سال پس از انتشارات آن انجام می‌شود. زمان تصحیح، واژه‌های تازه خلق شده را اضافه می‌کنند که حجم چندانی را در بر نمی‌گیرد. شاید در حوزه زبان انگلیسی که یکی از پرتحول‌ترین زبان‌های جهان به‌شمار می‌آید تعداد این لغات تازه حداکثر به سالی دو هزار لغت برسد؛ مگر آنکه قرار بر این شود که لغات تخصصی خلق شده در تمام علوم و فنون را در فرهنگنامه‌ها بیاورند. البته انجام این کار نیز حرفه‌ای نیست چراکه برای هر شاخه‌ای از علم فرهنگنامه‌های جداگانه‌ای تألیف می‌شود. شما به گستردگی دایره واژگان در کشور خودمان و در زبان فارسی توجه کنید. مگر هر سال چند لغت تازه وارد زبان فارسی می‌شود! شما تصور کنید اگر قرار بر این باشد که به زبان فارسی هر سال بیش از هزار واژه جدید اضافه شود از انقلاب تا به امروز چند واژه می‌شود؟! بنابراین در نظر گرفتن همان دوره 30 ساله برای نوسازی فرهنگنامه‌ها کافی است. شما به مقایسه‌ای میان فرهنگ «معین» و «سخن» بپردازید. با اینکه این دو فرهنگ کارآمد هستند، اما تفاوت چندانی با هم ندارند.


 شما معتقد به ضرورت تألیف فرهنگنامه جیبی یا به اصطلاح رومیزی برای مخاطبان عام هستید. گمان نمی‌کنید فرهنگ فشرده‌ دو جلدی که از فرهنگ سخن منتشر شده این نیاز را رفع کرده باشد؟
باید بگویم که نه. در ابتدا قرار بر این بود که از فرهنگنامه سخن، فرهنگنامه‌ای یک جلدی هم منتشر شود اما هنوز اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است. از سویی مرحوم معین هم قرار بود دست به انتشار چنین فرهنگنامه‌ای بزند که او هم کاری نکرد. شاید گاهی فرهنگنامه‌های موجود را یک جلدی کنند اما مسأله اینجاست که این گزینش‌ها باید با حساب کتاب و بررسی بسیار انجام شود.


 با توجه به اقداماتی که در زمینه تألیف فرهنگنامه و دانشنامه انجام داده‌اید قصد تألیف چنین فرهنگنامه‌ای را ندارید؟
اتفاقاً به دنبال تألیف و انتشار چنین فرهنگنامه‌ای هستم. از این فرهنگنامه پنج جلدی یک فرهنگ انگلیسی به فارسی و یک فرهنگ فارسی به انگلیسی را که هر یک کمتر از هزار صفحه باشند گزینش و منتشر خواهم کرد. برای این کار به‌طور حتم از کمک سایر همکاران نیز بهره خواهم گرفت. حتی قرارهایی هم برای انتشار این مجموعه گذاشته شده است.


 چرا جلد آخر این فرهنگ – دانشنامه‌ عنوان متفاوتی دارد؟
اسم فرهنگنامه پنجم هم مشابه چهار فرهنگنامه قبلی است و روی جلد این فرهنگنامه نیز عنوان «‌فرهنگنامه کارا» جای گرفته، منتهی در کنار این عنوان در جلد آخر کلمه «تکمله» به عنوان کامل‌کننده نیز آورده شده است.


 اغلب پژوهشگرانی که همچون شما کارهای مشابهی در ارتباط با انتشار این قبیل فرهنگنامه‌ها و کتاب‌های مرجع انجام داده‌اند از کم‌توجهی متولیان در حمایت از طرح‌های علمی- تحقیقاتی گلایه دارند. اغلب این اقدامات بر اساس فعالیت‌های فردی انجام می‌شوند. این بی‌توجهی چقدر به نتیجه کار لطمه می‌زنند؟
به‌طور قطع لطمه خواهد زد. خود من و دوستانی که در این راه همراهی‌ام کردند با تلاش بسیار، این بی‌مهری را جبران کردیم. وگرنه من بارها به دوستان ناشری که در این راه ما را همراهی کرده‌اند، گفته‌ام که دوران آنکه تنها چندنفر دور هم جمع شوند و واژه‌نامه‌هایی با این حجم را بنویسند، گذشته است. به همین علت باید سازمانی تأسیس و از استادان مجربی استفاده شود. بنابراین برای این اقدام به سازمانی مشخص با ساز و کارهای لازم نیز احتیاج داریم. اگر فعالیت صورت گرفته در دانشگاه‌های مطرح جهان همچون آکسفورد و کمبریج به ثمر می‌نشیند به دلیل انجام آن بر اساس فعالیت‌های گروهی است. از سویی باید زمان مناسب صرف شود تا از بانک‌ داده‌ها و پیکره زبانی نیز بهره گرفته شود. به عنوان نمونه همین فرهنگنامه کارا باید با همکاری بیش از 50 متخصص تألیف می‌شد این در حالی است که تعداد دوستانی که در تألیف این پنج جلد من را یاری کردند به 10 نفر هم نمی‌رسید.


 قدری از این بی‌توجهی متولیان برای حمایت از چنین طرح‌هایی از کم‌کاری خود اهالی کتاب ناشی نمی‌شود؟
‌تا زمانی که مسئولان در حمایت از چنین اقداماتی ضرورتی احساس نکنند من و امثال من هم قادر به جلب حمایت آنان نخواهیم بود. امیدی به جلب حمایت‌های دولتی نداشتم اما می‌دانستم که برخی از دوستان ناشر به کمکم خواهند آمد که این‌گونه هم شد. بخشی از هزینه‌های این فرهنگ‌نویسی با محاسبه دو مبلغ از حق‌التألیف پانزده درصدی اینجانب تأمین شد. یعنی هر آنچه ناشران بسیار جوانمردانه و سخاوتمندانه پرداخت کردند به حساب مطالبه‌ای که من از چاپ اول، دوم و حتی سوم خواهم داشت گذاشته شده است. البته این در شرایطی است که شمارگان این دو چاپ بالا باشد و کتاب به چاپ‌های بعدی برسد.


 به محض شنیدن نام فرهنگنامه ناخودآگاه دو نام در ذهنمان حک می‌شود؛ «دهخدا» و «معین» علت این موضوع را در چه می‌دانید؟
به هر‌حال نمی‌توان منکر این مسأله شد که دو فرهنگنامه مذکور از جمله آثار بسیار خوب به‌شمار می‌آیند. از سوی دیگر گذشت زمان قابل توجه از انتشار این آثار منجر به شناخته شدن آنها در میان مردم شده است. فرهنگ دهخدا که حدود سن من یعنی هفتاد سال قدمت دارد و از انتشار نخستین نسخه فرهنگ معین هم بیش از چهار دهه می‌گذرد. از طرفی فرهنگ دهخدا در زمانی که قرار تألیف آن گذاشته شد حتی از سوی مجلس نیز مورد حمایت قرار گرفت.


 
پس حمایت برای انتشار این قبیل آثار حتی به شناخته شدن هرچه بیشتر آنها در میان مردم نیز کمک می‌کند؟!
همین‌طور است. آن زمان حدود 300 نفر به سازمان لغتنامه آمدند و رفتند. اما نه من و نه مرحوم معین که به فرهنگنامه‌اش اشاره شد هیچ‌کدام از حمایت متولیان برخوردار نشدیم.

 


 
با توجه به اینکه عضو فرهنگستان زبان هم هستید، سرانجام فرهنگنامه‌ بزرگ این سازمان به کجا انجامید؟

کار تألیف این فرهنگنامه از حدود 15 سال قبل در فرهنگستان زبان و ادب فارسی آغاز شده است. این در شرایطی است که بعد از گذشت این همه سال تنها یک جلد آن یعنی حرف «آ» منتشر شده است. با توجه به زمانی که تا به امروز برای انتشار تنها یک جلد از این فرهنگنامه گذاشته شده می‌توان حدس زد که به‌طور تقریبی تکمیل آن حدود 50 سال نیاز دارد. با این تفاسیر خود من که هیچ، سن فرزندانم در آن زمان به 90-85 خواهد رسید و شاید آنان نیز تمام جلدهای این فرهنگنامه را نبینند. در صورتی که اگر این کار به‌جای طولی، عرضی انجام می‌شد، در زمان کمتری به سرانجام می‌رسید. منظورم از طولی برگزار شدن این است که هم‌اکنون تمام واژه‌نگارها و معنانگارهایی که فرهنگستان از تخصص آنها بهره می‌برد به طور همزمان تنها به روی یک حرف کار می‌کنند. در حالی که می‌توانند تعداد معنا‌نگارها را حتی به 200 نفر برسانند و همه حروف را میان آنان پخش کنند. به این طریق فرهنگنامه مذکور به جای نیم قرن در نهایت در پنج سال به پایان خواهد رسید. متأسفانه این مسأله از مشکلات مالی و کمبود بودجه لازم ناشی می‌شود وگرنه سرپرستی این کار به عهده علی‌اکبر صادقی از بزرگ‌ترین زبان‌شناسان 60 سال اخیر کشورمان قرار دارد که در کفایت علمی ایشان هیچ تردیدی حتی از سوی منتقدان وجود ندارند. امیدوارم این گفت‌و‌گو را افرادی که در مجلس، دانشگاه‌ها و دیگر نهادهای علمی مسئولیتی بر عهده دارند بخوانند و به خودشان بیایند که چرا دست‌اندرکاران تألیف این فرهنگنامه عظیم فارسی را همراهی نکنیم تا کار زودتر به ثمر بنشیند.


 
به عنوان سؤال آخر، ‌شما نزدیک به نیم قرن از زندگی‌ خود را به کتاب اختصاص داده‌اید. وضعیت سال‌های اخیر این عرصه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این حدود نیم قرنی که به آن اشاره کردید، جزو بزرگ‌ترین آرزوها و اشتیاق‌هایم در زندگی‌ام بود و از این بابت خدا را شاکرم. مشکلات حوزه کتاب بویژه در برگزاری نمایشگاه‌هایی نظیر نمایشگاه کتاب تهران که به تازگی به پایان رسیده آنقدر واضح است که نیازی به بیان ندارد. اگر مسئولان به دنبال حل مشکلات این حوزه هستند، می‌توانند پای سخن‌هایی بنشینند که بارها و بارها به آنها گفته شده است. به عقیده من در کشور ما و با توجه به پیشینه فرهنگی‌مان در عرصه نشر سزاوار داشتن ناشرانی در سطح جهانی هستیم. از این رو همه نهادها و از جمله؛ نمایندگان مجلس نیز می‌توانند به کمک عرصه کتاب بشتابند. به عنوان نمونه می‌توانند از ساخت محلی برای برگزاری نمایشگاه دائمی کتاب حمایت کنند
.

گفتگو کننده: مریم شهبازی

به نقل از روزنامه ایران

 


فرهنگ-دانشنامه کارا پس از بیست سال روانه بازار کتاب شد

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۴۵:۰۲ ق.ظ

فرهنگ-دانشنامۀ کارا  که حاصل بیست سال کار شبانه ‏روزی استاد بهاءالدین خرمشاهی است که توسط انتشارات معین با همکاری انتشارات نگاه و شباهنگ روانۀ بازار نشر شده و دارای این  ویژگی‏ها می ‏باشد:

1- این اثر فرهنگ محض نیست، بلکه بیش از پانزده هزار مدخل دانشنامه ای/دایره المعارفی دارد که عمدتا مبتنی بر ویراست یکجلدی دانشنامۀ بریتانیکا است و همچنین از دانشنامه‏ های دیگر مانند دایره‏ المعارف به سرپرستی دکتر غلامحسین مصاحب و دانشنامۀ دانش‏گستر به سرپرستی دکتر علی رامین و کامران فانی و مهندس محمدعلی سادات و چندین مرجع دیگر بهره گرفته است.

2- جلد آخر این فرهنگ، خود اثری مستقل و در عین حال متصل به مجلدات اصلی است و شامل 26400 اصطلاح از واژگان شصت رشتۀ علمی/فنی/فلسفی/دینی/هنری و... است. واژه‏ های هر رشتۀ را صاحبنظر همان رشته انتخاب کرده است. نام این جلد تکمله/واژگان تخصصی و خود پیشگفتار مستقل همراه با فرهنگوارۀ زندگینامه‏ های واژه ‏نگاران دارد. این تکمله جبران‏ کنندۀ کمبود واژگان تحصصی در متن فرهنگ-دانشنامۀ کارا است.

3- سنجیده با واژه ‏های مصوب فرهنگستان زبان و ادب پارسی است. واژه‏ ها مصوب فرهنگستان در حدود 45000 مدخل است، ولی چون غالبا فنی و علمی محض است، برگزیده ‏های این فرهنگ در حدود 10000 واژه است.

4- هم آوانگاشت انگلیسی بریتانیایی را در بردارد و هم آمریکایی را و نیز تفاوت واژگان این دو گونه از زبان انگلیسی را.

5- مترادف‏ها و گاه متضادها را هم آورده است.

6- تا حد ممکن در برابر اصطلاحات انگلیسی، اصطلاحات یا تعبیرات فارسی آورده شده و در برابر هر ضرب المثل هم یک ضرب‏ المثل معادل فارسی آمده.

7- حاوی بیش از 150000 هزار مدخل اصلی و فرعی و بیش از  26000 مدخل تخصصی-فنی است.

8- اولین فرهنگ انگلیسی-فارسی از نظر حجم حروفنگاری و نه صرفا تعداد جلدهاست.

9- دارای پیوست‏ های مفید از جمله فرهنگوارۀ معرفی بیش از ششصد نفر از اسلام‏شناسان و ایران‏شناسان، معرفی برندگان جایزۀ نوبل، معرفی دویست کشور جهان با اطلاعات همسان، فهرستی از کلمات غیرانگلیسی که در زبان انگلیسی راه یافته است. 


چرا مردم ایران کتاب نمی‌خرند؟

۱۳ اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۵۳:۲۶ ب.ظ

معمولا گفته شده مردم به علت مشکلات اقتصادی و بی‌پولی کتاب نمی‌خرند اما برخی از فعالان حوزه کتاب معتقدند در کنار این موضوع چیز دیگری که باعث کتاب‌ نخریدن و پایین آمدن تیراژ آن شده بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌های منتشرشده است که می‌تواند از تبعات ممیزی کتاب و سانسور باشد.

به گزارش خبرنگار کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، فضای نشر کشور مدت‌هاست که دچار رکود شدیدی شده است و این رکود در فضای نشر کشور را می‌توان در پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها به راحتی دید؛ موضوعی که ناشران به صراحت از آن ابراز نگرانی می‌کنند، زیرا پر واضح است که شمارگان کتاب یکی از عوامل تعیین‌کننده و از مهمترین شاخصه‌های ارزیابی رشد و توسعه فرهنگی در هر جامعه‌ای است و پایین آمدن شمارگان کتاب در هر کشوری نشان از بی‌توجهی و بی‌علاقگی مردم آن جامعه به سرنوشت فرهنگی خود است؛ بی‌توجهی‌ای که دلایل مختلفی دارد و به همین خاطر فعالان این حوزه همواره بابت تشدید و تأثیر آن در ذهن و فکر آینده جوانان ایرانی ابراز نگرانی کرده‌اند.

به اعتقاد برخی از فعالان حوزه نشر، بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌ها یکی از عوامل اصلی کتاب نخواندن مردم و در نتیجه رسیدن تیراژ کتاب به 500 نسخه است، آن‌چنان‌که صالح رامسری - مدیر انتشارات معین – این بی‌اعتمادی را از اصلی‌ترین دلایل پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها می‌داند و می‌گوید: «روند بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌ها از نیمه دوم دولت نهم یعنی اولین دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، و با سخت‌گیری مدیران وزارت ارشاد او آغاز شد که در ادامه باعث به‌وجود آمدن حس بی‌اعتمادی مردم نسبت به آثار منتشرشده شد و همین موضوع باعث شده است که مردم کتاب نخرند.

 

او حتی از رخنه بی‌اعتمادی در بین بچه‌ها هم سخن به میان می‌آورد و می‌گوید: «در همین نمایشگاه امسال وقتی کودکان برای خرید کتاب «قصه‌های مجید» به ما مراجعه می‌کردند می‌گفتند که چاپ قدیمی آن را به ما بدهید و وقتی از آن‌ها سؤال می‌کردیم که چرا چاپ قدیمی کتاب‌ها را می‌خواهید می‌گفتند چون آن‌ها سانسور نشده است.» این ناشر البته نبود فرهنگ مطالعه در خانواده‌های ایرانی را از دیگر دلایل پایین آمدن تیراژ کتاب در ایران ذکر می‌کند و در این‌باره می‌گوید: «مردم ما عادت به مطالعه ندارند و آموزش و پرورش و معلمان از کودکی خواندن کتاب و ادبیات را به دانش‌آموزان یاد نمی‌دهند، به همین خاطر است که در جوانی و بزرگسالی نیز مطالعه نمی‌کنند و وقتی مطالعه نمی‌کنند، نمی‌توانند فکر کنند و درباره موضوعات مختلف تحلیل داشته باشند. رامسری سپس چنین اظهار نظر می‌کند: «در آینده ممکن است هر بلایی سر این مردم بیاید، چون آن‌ها حرف‌های هر جای دنیا را به راحتی باور می‌کنند و در نتیجه غریبه‌ها و ماهواره‌ها به راحتی هر جور که بخواهند می‌توانند آن‌ها را بازی دهند، چون آن‌ها از تاریخ و فرهنگ خود بی‌اطلاع هستند و چیزی از آن نمی‌دانند.»

همچنین وحدت رهروان - مدیر انتشارات میترا – با تاکید بر حس بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌های ممیزی‌شده و تاثیر آن در کتاب نخریدن مردم می‌گوید: «چون در طول‌ سال‌ها اعمال ممیزی سلیقه‌یی و بدون ضابطه از سوی ممیزان وزارت ارشاد باعث حذف و اضافه شدن متن و به هم خوردن ساختار نوشته‌های کتاب‌ها شده که به هیچ وجه با جامعه‌ای که کتاب در آن نوشته شده همخوانی نداشته است، به همین خاطر مردم به این کتاب‌ها اعتماد ندارند و دلیلی نمی‌بینند که این‌گونه کتاب‌ها را بخرند.» او در همین رابطه میزان بالای فروش کتاب‌های ممنوع را در مقایسه با کتاب‌های مجوزدار باورنکردنی می‌داند و سپس نتیجه می‌گیرد که ممیزی تاثیر زیادی بر روی خوانده شدن یا نشدن کتاب‌ها و در نهایت پایین آمدن تیراژ آن‌ها دارد. این ناشر سپس به دیگر دلایل پایین آمدن تیراژ و آشفتگی بازار نشر اشاره می‌کند. او تکراری بودن کتاب‌ها و تنوع پایین آثار تولیدشده و ترجمه‌یی و کثرت ناشران در فضای نشر کشور را از دیگر دلایل پایین‌ آمدن تیراژ کتاب‌ها می‌داند و درباره تعداد زیاد ناشران می‌گوید: «در حال حاضر حدود 9 هزار ناشر از سوی وزارت ارشاد مجوز فعالیت گرفته‌اند در صورتی که بسیاری از آن‌ها کار خاصی در حوزه تولید فرهنگ و فکر و اندیشه ندارند. اگر تعداد این ناشران مثلا حدود 500 یا 1000 ناشر بود حمایت‌ها و سرمایه‌ای که به این تعداد ناشران تعلق می‌گرفت تا با آن فیلم و زینک تهیه‌ کنند، بیشتر بود و کارهای آن‌ها هدفمندتر بود. اما در وضعیت فعلی معلوم نیست چرا باید در مملکت ما 9 هزار ناشر وجود داشته باشد؟ رهروان نبود ضابطه مشخص برای دادن مجوز به فعالیت ناشران را یک ضعف اساسی در فضای نشر کشور می‌داند و می‌گوید: «اگر کسی بخواهد جگرکی باز کند باید صلاحیتش از سوی چند نهاد و وزارتخانه احراز شود، اما معلوم نیست چرا کار کتاب این قدر بی‌ضابطه است و هر کس بخواهد می‌تواند به راحتی مجوز نشر کتاب بگیرد.»

 

 

از سوی دیگر، علی باقری چرخی - مدیر انتشارات نگیما - باندبازی در توزیع و پخش کتاب و نبود سیستم پخش سراسری کتاب را عاملی برای سیر نزولی انتشار کتاب در ایران می‌داند و در این زمینه می‌گوید: «در ایران سیستم پخش سراسری کتاب وجود ندارد و توزیع کتاب تنها دست گروهی خاص است که فقط کتاب‌های باند خود را توزیع می‌کند.» او نیز همچون دیگر ناشران با تاکید بر بی‌اعتماد شدن مردم به کتاب‌های منتشرشده به خاطر ممیزی معتقد است: «تا وقتی در سیستم پخش کتاب باندبازی وجود دارد و به همین خاطر کتاب به صورت سراسری به همه نقاط ایران نمی‌رود و تنها به تهران‌نشین‌ها محدود می‌شود تیراژ کتاب‌ها بالا نمی‌رود، بنابراین در ایران تنها با یک سیستم سراسری پخش کتاب است که می‌توان تیراژ را افزایش داد.»

 

مهرداد کاظم‌زاده - مدیر انتشارات مازیار – هم با اشاره به دلایل ذکرشده از سوی ناشران مختلف برای پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها و بیان این‌که گرانی کاغذ از عوامل پایین آمدن تیراژ کتاب در ایران است، در عین حال می‌گوید: «با وجود این‌که در ایران قیمت کتاب از همه جای دنیا ارزان‌تر است، اما چون مردم ایران علاقه‌ای به کتاب‌ خواندن ندارند و افراد کتاب‌خوان هم معمولا آدم‌های بی‌پولی هستند بالا رفتن قیمت کتاب خیلی به چشم می‌آید.» او اضافه می کند: «گران شدن قیمت کتاب در ایران در حالی است که در طول چند سال اخیر قیمت همه کالاها چندین‌برابر شده و به نسبت آن‌ها قیمت کتاب بالا نرفته، اما با این حال به دلایل مختلف تیراژ کتاب در ایران پایین آمده است.» این ناشر اینترنت‌بازی جوانان را که باعث شده است همه آن‌ها دریایی از اطلاعات اما به عمق یک سانتی‌متر داشته باشند، از دیگر عوامل کتاب نخریدن ایرانیان بخصوص جوانان می‌داند و می‌گوید: «مخاطبان کتاب‌ها معمولا آدم‌های معمولی نیستند و البته در همه جای دنیا همین‌گونه است و مردم معمولی کتاب نمی‌خرند، اما با توجه به این‌که در ایران حدود چهار میلیون و نیم دانشجو و ده‌ها هزار استاد دانشگاه وجود دارد رسیدن تیراژ کتاب‌ها به 200-300 نسخه اتفاق عجیبی است. همین است که خیل عظیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های ما بی‌سواد هستند.» کاظم‌زاده همچنین از پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها و استفاده ناشران از چاپ دیجیتال ابراز نگرانی می‌کند و معتقد است: «با توجه به روند فعلی صنعت چاپ که باعث شده ناشران به سمت چاپ دیجیتالی کتاب بروند این صنعت به شدت در خطر قرار گرفته و باعث شده که بسیاری از کارگردان فنی چاپخانه‌ها نیز بی‌کار شوند و برای امرار معاش به فعالیت در پیک‌ موتوری‌ها بپردازند که نشان می‌دهد صنعت چاپ کشور در خطر نابودی است.»

 

 

اما شعله راجی کرمانی - مدیر انتشارات قصیده‌سرا - دلیل اصلی پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها را فقر فرهنگی مردم می‌خواند و می‌گوید: «به نظر من مردم برای این کتاب نمی‌خوانند چون وقت کتاب‌خوانی ندارند و بیشتر درگیر مسائل مختلف هستند. البته در این زمینه فرهنگ‌سازی هم نشده و به همین خاطر است که می‌بینیم روز به روز تعداد کتاب‌خوان‌ها در جامعه در حال کاهش است. این ناشر با بیان این‌که در چند سال اخیر اینترنت جایگزین کتاب شده است و دیگر کتاب در فرم کاغذی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد اضافه می‌کند: «با این حال پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها دلیل فرهنگی دارد و به فقر فرهنگی ما برمی‌گردد؛ چون درست است که قیمت کتاب نسبت به گذشته بالا رفته است، اما می‌بینیم که آدم‌ها حاضرند برای خرید یک کفش هزینه‌های زیادی بپردازند ولی حاضر نیستند یک کتاب با قیمت 15 هزار تومان بخرند.»

 

اعظم کیان‌افراز - مدیر انتشارات افراز - نیز یکی از اصلی‌ترین دلایل پایین آمدن تیراژ کتاب را گران شدن کاغذ می‌داند که باعث گرانی کتاب و در نهایت نبود تقاضا از سوی مردم شده است. او نبود ویترین برای عرضه کتاب را هم از دیگر دلایل به وجود آمدذن شرایط فعلی انتشار کتاب می‌داند و می‌گوید: «مجموعه دولت‌، وزارت ارشاد، آموزش و پرورش‌ و شهرداری می‌توانند با بهره‌گیری از راهکارهایی تقاضا را بیشتر کنند تا ناشران بتوانند برای ادامه فعالیت دوام بیاورند.» این ناشر ادامه روند فعلی در انتشار کتاب با تیراژ کمتر از 1000 نسخه را باعث ورشکستگی ناشران می‌داند. او معضل دیگری به اسم انبارداری را به دلیل فروش نرفتن کتاب‌ها نوعی مصیبت برای ناشران می‌خواند و این موضوع را از دیگر عوامل روی آوردن ناشران به چاپ دیجیتال و انتشار کتاب با شمارگان پایین می‌خواند.

 

در همین حال محمد یراقچی - مدیر انتشارات پنجره - وضعیت ناشران را به علت کتاب نخواندن مردم در آستانه ورشکستگی ارزیابی و شمارگان 500 نسخه‌یی کتاب را راز بقای فعالیت آن‌ها توصیف می‌کند. او مهم‌ترین دلیل پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها را تورم و ناتوانی اقتصادی مردم می‌داند و می‌گوید: «دلیل پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها و رسیدن شمارگان چاپ کتاب به 400-500 نسخه در درجه اول تورم است که باعث گرانی کتاب شده و به همین خاطر در این شرایط مردم سعی می‌کنند کالاهای اساسی‌تر برای زندگی را تهیه‌ کنند.» یراقچی همچنین پایین بودن انگیزه مطالعه در ایران را از دیگر عوامل پایین بودن تیراژ کتاب‌ها می‌داند و می گوید: «موضوع پایین بودن شمارگان کتاب‌های عمومی در ایران احتیاج به بحث‌ها و سمینارهای مفصل دارد، چون این‌گونه کتاب‌ها در حال از دست دادن مخاطبان‌شان هستند که بخشی از آن به مسائل اقتصادی و بخشی هم به پایین بودن انگیزه مطالعه برمی‌گردد.»  او معتقد است: «در حال حاضر مطالعه ادبیات و روان‌شناسی و به طور کل کتاب‌های عمومی در بین نسل جوان ما تقریبا جایی ندارد.»

***

با تمام این اوصاف و ضمن بررسی دلایل مختلف پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها که نشان می‌دهد مردم کم‌مطالعه شده‌اند، موضوع بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌های منتشرشده به دلیل ممیزی هم پررنگ شده و به نظر می‌رسد مردم همان‌گونه که به سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی کم‌رغبت شده‌اند، با توجه به رشد روزافزون استفاده از اینترنت و فضای مجازی، این نبود اعتماد در حوزه کتاب نیز رخنه کرده است و به همین خاطر مردم کتاب نمی‌خرند و ناشران نیز چاره‌ای ندارند تا شمارگان کتاب‌های خود را به 500 نسخه کاهش بدهند.

با این‌که اوضاع فعلی و روند بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌ها بی‌شک حاصل نوعی سیاست‌گذاری مسؤولان پیشین در وزارت ارشاد بوده است و مدیران فعلی نیز تا حدودی به این امر معترف بوده‌اند، به نظر می‌رسد برای ترمیم این بی‌اعتمادی موجود، مسؤولان فعلی وزارت ارشاد باید تلاش بسیار زیاد و مداومی انجام دهند تا اوضاع فعلی را قدری تغییر دهند.

 

گزارش: فرزاد گمار، خبرنگار ایسنا


چگونه می‌توان بر سرطان پیروز شد

۲۷ بهمن ۱۳۹۳ ۱۰:۳۹:۲۱ ب.ظ

در این سال‌ها آن‌قدر از بیماری‌های مهلک و غیرقابل درمان یا دارای مراحل درمانی بسیار دشوار شنیده‌ایم که شاید بیماری سرطان دیگر آن طنین هولناک گذشته را نداشته باشد. (مثلاً در قیاس با ایدز، ابولا و...)

بااین‌حال بسیاری از مردم سرطان را کماکان یک بیماری‌های لاعلاج و مساوی با مرگ تدریجی می‌دانند و در خوش‌بینانه‌ترین حالت زمانی آن را قابل‌درمان می‌دانند که تشخیص ابتلا به این بیماری در مراحل ابتدایی صورت گرفته باشد.

آیا این تصور عامیانه تصوری درست است؟ آیا سرطان در مراحل پیشرفته قابل‌درمان نیست؟ اصلاً سرطان چیست و انواع آن کدام هستند؟ کدام‌یک خطرناک‌ترند؟ عوامل تشدید سرطان چه چیزهایی هستند؟

در کتاب رهایی از سرطان، پاسخ این سؤالات و بسیاری سؤالات دیگر پیرامون بیماری سرطان را خواهید یافت. پاسخ‌هایی که درعین‌حال اطلاعات بسیار سودمندی را به خواننده ارائه می‌کنند، چه درزمینهٔ پیش‌گیری از این مسئله و چه درزمینهٔ کسب آگاهی و برخورداری از راهنمایی‌هایی که می‌تواند قدم به قدم بیماران مبتلا به سرطان را از این مهلکه هولناک رهایی بخشد.


کتاب حاضر علاوه بر مقدمه در چهارده فصل نوشته‌شده است و درمجموع در چند محور مهم محتوای خود را به مخاطب عرضه می‌کند.

بخش آغازین کتاب نوشته‌ای کوتاه است از طرف ناشر اصلی کتاب که خطاب به خوانندگان فارسی‌زبان نوشته‌شده است که به نکات جالب‌توجهی اشاره دارد. خانم وانژری ریچ بر این باور است کتاب حاضر تمام توجه خواننده را به راه‌های مقابله با بیماری‌اش جلب کند. رهایی از سرطان هم تنها با مثبت اندیشی میسر نیست یا اینکه بگوییم دکتر مرا نجات بده، رهایی از سرطان نیازمند آگاهی است.
همان‌طور که انتظار درمان داشتن از مثبت اندیشی و شفا راه به‌جایی نمی‌برد، چنانچه هیچ کمکی نخواهد کرد اگر بگویم: «خب من سرطان دارم، و به‌هرحال خواهم مرد».

این کتاب قرار است به خواننده بیاموزد چگونه به جنگ سرطان برود. با این شعار که محکم بماند، به دکتر و خودتان اعتماد کنید و به خودتان شانس رهایی از سرطان را بدهید.

کتابی که در دست دارید توسط یک دکتر نوشته‌نشده، بلکه توسط کسی نوشته‌شده است که پزشکان بعد از معاینه او پیش‌بینی کردند که تنها سه ماه فرصت زندگی کردن خواهد داشت. شنیدن خبر بیماری سرطان احتمالاً خیلی‌ها را از پا می‌اندازد، اما ریچارد بلاک تصمیم گرفت این سه ماه باقی‌مانده را به مبارزه با بیماری‌اش بپردازد.

او به بیماری سرطان پیشرفته‌ای مبتلا شده بود، وصیت‌نامه‌اش را هم نوشت اما وقتی برای تکمیل دانسته‌های خود به مرکزی دیگر مراجعه کرد، دانست برای روبرو شدن با بیماری سرطان راه‌های دیگر نیز هست.

به‌این‌ترتیب فردی که تنها قرار بود سه ماه دیگر زندگی کند، سال‌ها به‌عنوان مشاور رییس‌جمهور آمریکا در حوزه سلامت و همچنین عضو کمیته ملی سلامت این کشور، به خدمت پرداخت . ریچارد بلاک که بارهایی از این بیماری مهلک به زندگی خود ادامه داد، تصمیم گرفت راهی را که برای مبارزه با موفقیت آزموده بود به دیگران نیز نشان بدهد؛ کتاب حاضر شرح تجربه‌های شخصی او در رویارویی و مبارزه با بیماری سرطان است.

ریچارد بلاک پس از بهبودی از بیماری این کتاب را با کمک همسرش نوشته است؛ اهمیت کتاب در این است که او از تجربیاتش واقعی خود در رویارویی با این بیماری استفاده کرده است. او می‌کوشد به خوانندگان بیاموزد که چگونه می‌توانند به خود و پزشکان کمک کنند که در این مبارزه به پیروز میدان بدل شوند. ریچارد بلاک پزشک نیست اما کتابش را به شکلی علمی نوشته است. او تجربه‌های شخصی خود را با مطالب علمی که حین بیماری خودآموخته است به شکلی ساده و قابل‌فهم به دیگران ارائه می‌کند تا بدانند هنگامی‌که در برابر تهدید این بیماری قرار می‌گیرند، چگونه راه درست را انتخاب کنند.

بلاک برای پر کردن خلأهای احتمالی علمی کتاب از برخی پزشکان متخصص درزمینهٔ روان‌شناسی و سرطان‌شناسی استفاده کرده است. در کیفیت علمی کتاب همین بس که رییس سابق مرکز ملی سرطان آمریکا متن کتاب را مورد بازبینی قرار داده و آن را همراه با پیشرفت‌های علمی موردبازنگری و اصلاح قرار داده است.

ریچارد بلاک برای تأثیرگذاری هرچه بیشتر کتاب و همچنین درک بهتر آن علاوه بر اینکه از زبان علمی اما ساده‌ای استفاده کرده است. او کتاب خود را با این سؤال که سرطان چیست آغاز می‌کند، به‌این‌ترتیب ابتدا مخاطب را با ماهیت این بیماری و انواع آن آشنا می‌سازد. به بیمار می‌آموزد که در صورت آگاهی از ابتلا به این بیماری چگونه احساسات خود را کنترل کرده و به درک درستی از شرایط خود برسد. به‌این‌ترتیب آماده خواهد بود تا رویکردی منطقی در قبال این بیماری اتخاذ کند. او در این زمینه چهار الگوی عکس‌العمل روانی در پاسخ به اطلاع از تشخیص بیماری سرطان برشمرده و موردبررسی قرار می‌دهد.

در ادامه از روش درمانی این بیماری سخن می‌گوید و همچنین از عوامل مؤثر در بهبود یا عدم بهبود سرطان، با استفاده از مصادیق ملموس عینی سخن می‌گوید. از تأثیر بین پزشک و بیمار، تا نگرش ذهنی نسبت به این بیماری تا تأثیر مخرب سیگار یا اهمیت رژیم غذایی در این بیماری درنهایت می‌کوشد مخاطب را به نتیجه‌گیری و تجربه‌ای که خود داشته رهنمون شود.

فصل پایانی کتاب به پاسخ‌گویی سؤالات پراکنده و رایج درزمینهٔ سرطان اختصاص‌یافته که می‌تواند کامل‌کننده مباحث کتاب باشد و پرسش‌هایی را که احتمال دارد به ذهن مخاطب خطور کند، بی‌جواب باقی نمی‌گذارد.


لبخند برن فردا روز بدتریه

۲۷ بهمن ۱۳۹۳ ۱۰:۰۷:۳۳ ب.ظ

توی ترافیک ایستاده‌ایم،ماشین‌ها از جایشان جم نمی‌خورند. کمی بعد لاین بغل شما به حرکت درمی‌آید، درحالی‌که اصلاً امیدی به حرکت لاین ما وجود ندارد؛ با هر زحمتی که هست تغییر لاین می‌دهیم اما در همین لحظه لاین قبلی ما راه می‌افتد و لاین جدیدمان متوقف می‌شود! چیزی همیشه توی خانه جلوی چشم ما بوده، اما درست وقتی‌که آن را لازم داریم امکان ندارد بتوانیم پیدایش کنیم، دنبال برگ کاغذی لای پوشه‌ها می‌گردیم، این برگه زمانی که همه پوشه‌ها را بازکرده‌ایم، لای آخرین پوشه پیدا می‌شود. کتابی را همه کتاب‌فروشی‌ها پشت ویترین گذاشته‌اند، آن‌قدر دیده‌ایم که نسبت به آن آلرژی پیداکرده‌ایم، اما زمانی که تصمیم می‌گیریم آن را بخوانیم، یک‌باره نایاب می‌شود انگار که نسلش از روی زمین برچیده شده است.

از این‌جور مثال‌ها فراوان است شاید بتوان سیاهه بلند و بالایی از آن‌ها درست کرد.

وقتی این اتفاق‌ها برای ما پیش می‌آید اغلب از آن‌ها به‌عنوان بدشانسی تعبیر می‌کنیم. این قسم اتفاقات یا بدشانسی‌ها تابع قوانینی هستند که در اصطلاح «قوانین مورفی» می‌نامند. نشر معین به همت ابراهیم صالح رامسری کتابچه‌ای از این قوانین را جمع کرده و تحت عنوان مجموعه کامل قوانین مورفی وارد بازار کرده است.
کتابی که پاره‌ای از قوانین جمع‌آوری‌شده در آن برایمان بسیار آشناست و موقع خواندن آن‌ها با یادآوری تجربیات مشترکمان با این قوانین مدام خنده‌مان می‌گیرد. به‌خصوص اینکه گردآورنده سعی کرده آن را با حال و هوای کشور خودمان تطبیق دهد تا حاصل کار برای مخاطب این‌جایی خواندنی‌تر بشود.



اما این‌که چرا چنین قوانینی را قوانین مورفی خوانده‌اند، خود حکایت جالبی دارد که در پیشگفتار کتاب بدان اشاره‌شده است. در سال ۱۹۴۹ در یک پایگاه نیروی هوایی واقع در کالیفرنیای آمریکا، سرگردی به نام ادوارد مورفی مشغول کار کردن روی یک پروژه بود. پروژه‌ای علمی که قرار بود طی آن مقاومت انسان در برابر سقوط ناگهانی تعیین شود و مشخص شود که انسان تا چه اندازه می‌تواند شتاب منفی را تحمل کند.در حین پروژه دکتر نیکلای استپ دوست قدیمی سرگرد مورفی با او همکاری داشت.

این آزمایش ها نیازمند ساعتها تلاش برای آماده سازی جهت اجرا هستند؛ امادرست در لحظه آخر، آزمایش ناکام می ماند. سرگرد مورفی متوجه شد دستیارش به شکلی عجیب تمام سیم‌ها را اشتباه وصل کرده است. سرگرد آن‌قدر عصبانی می‌شود که خطاب به دستیارش می‌گوید تنها یک‌راه برای خراب‌کاری وجود داشته و او همان یک‌راه را انتخاب کرده استد. سرگرد مورفی با وجود اصرار دیگران ادامه کار را متوقف می‌کند. جمله سرگرد مورفی خطاب به دستیارش در میان آن گروه به این شکل تکرار می‌شود که: هرچه بخواهد خراب شود، خراب می‌شود. به‌هرحال از آن زمان به بعد این اتفاقات به قوانین مورفی مشهور شد.

یکی از قوانین مورفی می‌گوید نان همیشه از طرفی که کره مالی شده روی زمین می‌افتد. در سال ۲۰۰۱ فیزیک‌دانی به نام متیوز در دانشگاه آستن انگلستان سعی کرد این قوانین را با کمک ده هزار دانشجو به اثبات برساند. این دانش آموزان ۹۸۲۱ نان کره‌ای را روی زمین انداختند و ۶۱۰۱ بار آن از طرف کره مالی شده روی زمین افتاد.
این قوانین از زمان آن اتفاق که برای سرگرد مورفی رخ داد تا امروز گسترش زیادی پیداکرده. جمله «اگر قرار باشد چیزی خراب شود، خراب می‌شود» به یک جمله رایج در فرهنگ غرب بدل شده است.

قوانین معروف به قانون‌های مورفی، سال‌به‌سال به تعدادشان افزوده‌شده، و افراد بسیاری به جمع‌آوری آن‌ها پرداخته‌اند. با اینکه قوانین مورفی از وجوه بدبینانه‌ برخورداند اما همه می‌دانند که این قوانین  اغلب رخ‌دادهایی معمول در زندگی نشأت‌گرفته‌اند، و بیشتر از هر چیز جنبه‌ی شوخی دارند. درواقع تسکینی برای بدبیاری‌هایی ازاین‌دست هستند که در لحظه‌ی  اتفاق افتادن آدم را حسابی کفری می‌کنند. به همین خاطر گردآورنده این کتاب آن را تقدیم کرده به آدم‌هایی که خود را بدشانس فرض می‌کنند و مجموعه قوانین کتاب را هم با این قانون شروع می‌کند که لبخند بزن فردا روز بدتریه....


  << قبلی   1   2   3   4   5   6   بعدی >>
 
نماد اعتماد الکترونیکی

 

 

 
پرفروش ترین عناوین
اکولوژی و محیط زیست خودمونی
اکولوژی و محیط زیست خودمونی

140,000 ریال
فرزند ایران
فرزند ایران

120,000 ریال
وخشور ایران
وخشور ایران

80,000 ریال

پر بازدیدترین عناوین
یادداشت های علم(دورۀ هفت جلدی)

یادداشت های علم(دورۀ هفت جلدی)

950,000 ریال
تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران

تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران

350,000 ریال
دفتر دانایی و داد

دفتر دانایی و داد

500,000 ریال

جدیدترین عناوین منتشر شده
جزیره بی آفتاب
جزیره بی آفتاب

370,000 ریال
یکصد فیلسوف تاثیرگذار تاریخ
یکصد فیلسوف تاثیرگذار تاریخ

350,000 ریال
یکصد دانشمند تاثیرگذار تاریخ
یکصد دانشمند تاثیرگذار تاریخ

400,000 ریال
 

عضویت در خبر نامه