محتویات سبد
(خالی)


فهرست موضوعی

ورود اعضاء
شناسه:
رمز عبور:
فراموشی رمز    

 
 

 

اخبار

  << قبلی   1   2   3   4   5   6   بعدی >>
 

ترجمه آثار مرادی کرمانی به عربی

۴ تیر ۱۳۹۵ ۰۱:۳۰:۲۰ ب.ظ

دو کتاب «خمره» و «ته خیار» هوشنگ مرادی کرمانی به زبان عربی ترجمه شد.



به گزارش ایسنا، کتاب «خمره» توسط دکتر خیریه دماک قاسم، استاد دانشگاه و مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بغداد و مجید شمس، دانشجوی دکتری دانشگاه خوارزم و کتاب «ته خیار» این نویسنده پیشکسوت توسط دکتر احمد شعبان از دانشگاه منوفیه مصر ترجمه شده است.

در اردیبهشت‌ماه امسال نیز کتاب داستانی «خمره» هوشنگ مرادی کرمانی توسط دانیلا مقینی، استاد دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه و نیز به زبان ایتالیایی ترجمه شد. همچنین چندی پیش این کتاب با ترجمه‌ کارولین کراسکری - مترجم و ایران‌شناس آمریکایی - نامزد جایزه‌ موسسه توسعه ادبیات خاورمیانه آمریکا 2016 شد.

«خمره» که در ایران بیش از 20 بار تجدید چاپ شده از آثار مطرح هوشنگ مرادی کرمانی است. این کتاب  به 15 زبان‌ مختلف دنیا ترجمه شده و جایزه‌های بین‌المللی زیادی را از آن خود کرده است. همچنین از روی این کتاب یک اقتباس سینمایی به کارگردانی ابراهیم فروزش تهیه شده که جایزه پلنگ طلایی جشنواره لوکارنو را برده است.

داستان این کتاب در یک روستا می‌گذرد. خمره‌ای که بچه‌های مدرسه روستا در آن آب می‌نوشیدند، شکسته است و دیگر قابل استفاده نیست. مدیر مدرسه، دانش‌آموزان و برخی از اهالی تلاش می‌کنند تا به نحوی این مشکل را حل کنند. این داستان شرح ماجراهایی است که در این مسیر رخ می‌دهد.

کتاب «ته خیار» نیز مشتمل بر ۳۰ داستان با درون‌مایه‌هایی از مرگ، پیری، بیماری و تلخی‌هایی است که در زندگی ناچار به روبه‌رو شدن با آن‌هاییم؛ اما نویسنده با طنز خاص خود روی آن‌ها شکر پاشیده است تا به مذاقمان خوش بیاید.

مجموعه داستان «ته خیار» هوشنگ مرادی کرمانی تا کنون در انتشارات معین به چاپ نهم رسیده است. این مجموعه داستان نخستین‌بار آذرماه سال 93 منتشر شد.

هوشنگ مرادی کرمانی با ابراز خوشحالی از این‌که جاده یک‌طرفه ترجمه در حال تبدیل شدن به جاده‌ای دوطرفه است در گفت‌وگو با ایسنا ابراز امیدواری کرد در شرایطی که ترجمه‌های «آن سویی» مثل تریلی 18 چرخ به طرف فرهنگ ما می‌آید، ما بتوانیم حداقل با دوچرخه در این جاده حرکت کنیم و برای معرفی فرهنگ خود ترجمه‌های «آن سویی» داشته باشیم.


امضای قرارداد تولیدفیلم روی فروش «کنتس سلما» تاثیر زیادی داشت

۳ تیر ۱۳۹۵ ۰۶:۱۵:۲۶ ب.ظ

صالح رامسری گفت: بعد از این که اعلام شد حسن فتحی فیلم جدید خود را براساس رمان «کنتس سلما» نوشته فریده گلبو خواهد ساخت، فروش این رمان بیشتر شده است.

صالح رامسری مدیر انتشارات معین در گفتگو خبرگزاری مهر، درباره چاپ رمان «کنتس سلما» گفت: این رمان حدود ۱۰ سال پیش توسط یک ناشر دیگر چاپ شده بوده و فریده گلبو نویسنده آن، چندی پیش قرارداد چاپ آن را با انتشارات معین بست.

وی افزود: چاپ جدید این کتاب که منتشرش کردیم، حاوی ویراست جدید و حذف و اضافاتی جدید بود. یعنی بعد از اعمال ویرایش و حذف و اضافات جدید بود که قرارداد چاپ این کتاب با انتشارات معین بسته شد و از روی همین نسخه از کتاب است که حسن فتحی کارگردان سینما و تلویزیون، قصد ساختن فیلم جدید خود را دارد.

این مدیر نشر ادامه گفت: اعلام همین مساله، تاثیر زیادی روی فروش این کتاب داشت و باعث شد طی مدت کوتاهی که از چاپ آن می گذرد، فروش بالایی داشته باشد.

رامسری گفت: این کتاب را در روزهای برگزاری بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شمارگان ۲ هزار نسخه چاپ کردیم و همان طور که اعلام کردم خبر ساخت فیلم سینمایی با اقتباس از این کتاب، موجب شده روند فروش آن صعودی باشد.

مدیر انتشارات معین درباره دیگر کتاب های جدید این انتشارات گفت: «شیرین اما تلخ» اثر محمدهاشم ساداتی یکی از کتاب‌های جدیدی است که به چاپ رسانده ایم. نویسنده این کتاب یکی از دکترهای ایرانی ساکن آمریکاست که ریاست یک بیمارستان را در این کشور به عهده دارد و در کتابش، درباره آسیب‌هایی که قند و شکر و مواد معدنی به جسم انسان وارد می‌کنند، اشاره کرده است. پیش از این کتاب «کلسترول و چربی» را از ساداتی به چاپ رساندیم که استقبال خوبی از آن به عمل آمد و موجب شد اقدام به چاپ کتاب «شیرین اما تلخ» کنیم.

صادق وفایی


«کنتس سلما»؛ فيلم جديد حسن فتحي

۲۵ خرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۱۷:۵۰ ق.ظ

فيلم سينمايي «کنتس سلما» جديدترين اثر حسن فتحي در مقام کارگردان به تهيه‌کنندگي علي‌معلم و سيدمحمدامامي است.علي معلم تهيه کننده فيلم سينمايي «کنتس سلما» در گفت و گو با فارس گفت: هم اينک در حال آماده سازي مقدمات تهيه و توليد «کنتس سلما» برگرفته از رمان خانم فريده گلبو به همين نام هستيم. خانم گلبو يکي از رمان نويساني است که آثارش مورد توجه کارگردانان قرار مي گيرد و از اين رمان هم که داستان بسيار پرفراز و نشيبي دارد آقاي فتحي اقتباس خواهد کرد و به زودي مقدمات توليد آن فراهم خواهد شد.

وي درباره اقتباس از اين اثر و تبديل آن به فيلمنامه سينمايي گفت: برخلاف اين که بسياري معتقدند اقتباس ادبي کار بسيار ساده اي است به عقيده من کار بسيار پيچيده و سختي است دوستان زيادي از چهار سال گذشته روي فيلمنامه اين اثر کار کردند که به دليل پرتعداد بودن عزيزان از آن ها نام نمي برم اما در نهايت خانم مينو فرشچي و آقاي فتحي هر يک جداگانه فيلمنامه اي براساس کتاب آماده کردند که آقاي فتحي هم اينک امتزاج اين دو نگاه و رسيدن به يک نسخه نهايي را عهده دار هستند که بتوانيم براي توليد آماده کنيم.

وي درباره داستان فيلم توضيح داد: فيلم داستان دختري 17 ساله است که در مسير زندگي با فراز و نشيب هاي زيادي مواجه است تا به سن ميانسالي مي رسد.

تهيه کننده فيلم «ازدواج به سبک ايراني» گفت: به دليل تعدد شخصيت هاي فيلم قصد داريم دو يا سه چهره جديد معرفي کنيم و احتمالا براي کاراکتر «سلما» از چهره جديد در رنج سني 17 يا 18 سال استفاده خواهيم کرد. وي درباره آماده سازي فيلمنامه و مراحل توليد فيلم گفت: قصد ما اين است که امسال فيلم آماده نمايش شود اما اينکه در جشنواره حضور يابد يا خير بستگي به شرايط توليد و زمان آماده سازي فيلم خواهد داشت چون ما فيلم را براي جشنواره نمي سازيم.

بنابراين گزارش، علي معلم و سيد محمد امامي تهيه اين پروژه را برعهده دارند، معلم پيش از اين تجربه همکاري با حسن فتحي را داشته و فيلم «ازدواج به سبک ايراني» ناشي از همکاري اين دو هنرمند سينماي ايران بوده است . سيد محمد امامي نيز از تهيه کنندگان سريال «شهرزاد» است که در اين پروژه نيز حضور خواهد داشت.


آثار مرادی کرمانی برای نوجوانان آمریکا مناسب است

۱۵ خرداد ۱۳۹۵ ۰۳:۱۲:۲۲ ب.ظ

مترجم آمریکایی آثار مرادی کرمانی:
آثار مرادی کرمانی برای نوجوانان آمریکا مناسب است

کارولین کراسکری، شرق‌شناس و محقق دانشگاه یو سی ال ای آمریکا و مترجم چندین اثر ایرانی به زبان انگلیسی از علاقه‌ نوجوان‌های آمریکایی به آثار مرادی کرمانی خبر داد و گفت: آثار این نویسنده برای نوجوان‌های آمریکایی مناسب است.

به گزارش ایسنا، این ایران‌شناس و مترجم آمریکایی‌ آثار معاصر ایران با اشاره به آثار و ترجمه کتاب‌های هوشنگ مرادی کرمانی بیان کرد: ترجمه کتاب «خمره» از هوشنگ مرادی کرمانی کاندیدای جایزه شد. این اثر نویسنده ایرانی در انجمن ترویج آثار ادبیات خاورمیانه معرفی شده است. اگر این کتاب در این رقابت برنده شود باعث خواهد شد تا به مدارس آمریکا راه پیدا کند. به نظر من این جایزه برای کتاب‌های مرادی کرمانی و از هر جایزه‌ای بهتر و شکیل‌تر است.


وی با تاکید بر خواندن کتاب‌های مرادی برای کودکان و نوجوان گفت: به نظر من کتاب‌های هوشنگ مرادی کرمانی برای کودکان و نوجوانان آمریکا بسیار مناسب است.

او با اشاره به اینکه در سایت آمازون هشت کتاب از ترجمه‌های او برای خریداران موجود است، گفت: آثاری که من از فارسی به انگلیسی ترجمه کرده‌ام در این سایت وجود دارد و امیدوارم علاقه‌مندان به ایران از این کتاب استقبال کنند.

کراسکری با اشاره به استقبال مردم ایران از بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران افزود: خوشبختانه مردم ایران از نمایشگاه کتاب تهران استقبال خوبی کرده‌اند. برای من جالب است که در این مدت کوتاه چنین بنایی برای مردم ساخته و تکمیل شده تا به شهر آفتاب بیایند و کتاب‌های‌شان را تهیه کنند. بخش‌های مختلف نمایشگاه کتاب خیلی جذاب بوده است و من در این جا بیشتر با ناشران و مترجمان و نویسندگان در حیطه کاری خودم دیدار انجام خواهم داد.

او با اشاره به فروش کتاب‌های ترجمه شده در آمریکا افزود: در آمریکا کتاب‌های فارسی که من به انگلیسی برگردانده‌ام خیلی خوب مورد استقبال قرار گرفت و به فروش رسید. اول هر کاری سخت است و تا مردم آن را بشناسند طول می‌کشد اما خدا را شکر کم کم این امر به مردم شناسانده می‌شود.

این مترجم آمریکایی تصریح کرد: به نظر من باید کودکان و نوجوانان آمریکایی از سن کم با فرهنگ و هنر خاورمیانه آشنا شوند و از طریق ادبیات اطلاعات درست و انسانی به کودکان و نوجوانان آمریکایی درباره کشور ایران کتاب‌های ایران و مردم ایران داده شود.

کراسکری با اشاره به انواع مختلف کتاب برای علاقه‌مندان به ادبیات فارسی بیان کرد: الان کتاب با جلد نرم و سخت ارایه شده است و در آینده بخش کتاب‌های صوتی نیز اضافه خواهد شد.



مصایب آلزایمر زودرس در «هنوز آلیس»

۲۸ اسفند ۱۳۹۴ ۱۰:۲۴:۲۱ ب.ظ


«هنوز آلیس» نوشته لیزاس جونوا یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌هایی است که در سال۹۴ آن‌را مطالعه کرده‌ام. کتابی که چند ترجمه مختلف از آن به بازار آمده و به‌گفته اهل ترجمه شهین احمدی به متن اصلی وفادارتر است.

براساس اين كتاب فيلمي با بازي جولين مور ساخته شده و امسال كيومرث پوراحمد با برداشت آزادي از اين اثر، فيلم «كفش‌هايم كو» را كارگرداني كرد كه اين روزها روي پرده سينماهاست. البته پوراحمد تنها از ايده هنوز آليس بهره گرفته است. آنچه در كتاب با آن مواجه مي‌شويم شرح وضعيت ناگوار يك خانم استاد دانشگاه است كه دچار آلزايمر زودرس شده است. اتفاقي كه شرايط زندگي‌اش را تغيير مي‌دهد.

در جايي از كتاب زني كه دچار آلزايمر شده به همسرش مي‌گويد «دوست دارم بيشتر ببينمت قبل از اينكه ديگر نشناسمت.» نويسنده با مهارت گزارشي دقيق و به‌شدت تأثيرگذار از شرايط حاكم بر زندگي فردي تحصيلكرده و موفق ارائه مي‌دهد كه آلزايمر به‌مرور همه چيزش را از او مي‌گيرد. هنوز آليس جزو آثاري است كه به‌لحاظ عاطفي گريبان خواننده‌اش را مي‌گيرد. به‌خصوص افرادي كه احساساتي‌تر و عاطفي‌تر هستند. هنوز آليس تصويري از يك خانواده فرهنگي را ارائه مي‌دهد.

 

پدر و مادري كه هر دو دكتر هستند و فرزنداني كه تحصيلات عاليه دارند و آلزايمر كانون خانواده را دچار بحران جدي مي‌كند. كاراكتر اصلي كتاب كه استاد دانشگاه است به‌مرور در تدريس دچار مشكل مي‌شود و بيماري‌اش آنقدر شدت مي‌گيرد كه مجبور مي‌شود تدريس را كنار بگذارد.

آلزايمر بيماري كهنسالان است، ولي گاهي‌وقت‌ها در ميانسالي هم سراغ آدم‌ها مي‌آيد. مطالعه اين كتاب به‌خصوص براي نسل جوان مي‌تواند بسيار پرنكته و آموزنده باشد، به‌خصوص اينكه آلزايمر خانواده‌هاي زيادي را درگير خود كرده و هنوز آليس مي‌تواند شناخت مناسبي از اين بيماري را به مخاطبان ارائه دهد. هنگام مطالعه هنوز آليس ياد «جدايي نادر از سيمين» اصغر فرهادي افتادم. جايي كه ليلا حاتمي به پيمان معادي درباره پدر او مي‌گويد: «اون كه ديگه تو رو اصلا نمي‌شناسه» و معادي در جواب مي‌گويد: «من كه مي‌دونم اون پدرمه». خواندن كتاب هنوز آليس را به همه توصيه مي‌كنم و خودم هم علاقمندم در فرصتي مغتنم دوباره آن‌را بخوانم.

امیر حاج رضایی - كارشناس فوتبال و مربي اسبق تيم ملي

به نقل از روزنامه همشهری

 


به جاي گل براي بيماران كتاب ببريم

۱۰ بهمن ۱۳۹۴ ۱۱:۴۱:۳۴ ق.ظ

 

 

 


عباس کیارستمی و درس هایی از سینما

۶ بهمن ۱۳۹۴ ۱۱:۰۲:۲۵ ق.ظ

هرچند که در سالهای اخیر عباس کیارستمی همچون گذشته در زمینه فیلمسازی فعال نبوده و موفقیت های پیشین را تکرار نکرده، اما کماکان دعوتش به هر جشنواره با فیلم و بی فیلم؛ چه به عنوان داور و چه در جایگاه میهمان، خبر ساز بوده و دارای اهمیت. کیارستمی آنقدر در کارنامه‌اش موفقیت ثبت کرده که اعتبار و منزلتش محفوظ و حتی اگر فیلم تازه ای نسازد. با این شرایط دور از انتظار نیست اگر بسیاری دوست دارند در مقام شاگردی از دانسته های او استفاده کنند. هرچند که تجربه نشان داده فیلمسازی به سبک کیارستمی کاری ست که فقط از عهده خود او برمی آید!

اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد مصادف بود با اوج موفقیت های جهانی آثار کیارستمی، کم نبودند کسانی که پیش بینی می کردند این توفیق فصلی، و گذراست؛ زمانی هم که این فصل به پایان برسد نامی یخ از او برجای نخواهد مان! حذف جنبه های دراماتیک در روایت، واقعگرایی مبتنی بر تکنیک گریزی و از همه مهمتر رویکردی که او تلاش برای حذف کارگردانی از آن یاد کرده بود باعث شده بود برخی بر این باور باشند که این سینمای ضد قصه، نه به درد آموختن و آموزاندن سینما می خورد و نه احتمالا جایی در کتابهای تئوریک سینما پیدا خواهد کرد.                        


اما این تصورات برعکس از کار در آمد.  اعتبار و شهرت کیارستمی، ماندگار شد. ساخته های او در کتابهای تئوریک سینما به عنوان نمونه ها و شاهد مثالهایی که برای آموزش سینما مورد استفاده قرار گرفتند، از همه جالب تر نشستن او روی صندلی استادی در کارگا‌ههای آموزش فیلمسازی بود. کسی که از حذف کارگردانی می گفت حالا فیلمسازی را آموزش می داد.
به هر روی عباس کیارستمی امروز در جایگاهی قرار دارد که وقتی کارگاه سینمایی اش دایر باشد، فراوانند کسانی که دورترین مسافت ها را برای شرکت در آن طی می‌کنند؛ حال می خواهد این کلاس در شهر بزرگی در آمریکا باشد یا شهری کوچک در اروپا، در آسیای دور باشد یا در افریقای جنوبی! شهرت کیارستمی مرزها را در نوردیده و در چهارگوشه دنیا مشتاقان حضور در کارگاه های او فراوانند.

کتاب عباس کیارستمی و درس‌هایی از سینما که به قلم محمود رضا ثانی و به همت نشر معین منتشر شده است. از دل همین کارگاه های سینمایی بیرون آمده است. در فوریه سال ۲۰۱۲ میلادی عباس کیارستمی به دعوت مرکز فرهنگی شهرداری مورسیای اسپانیا برای دریافت نشان ابن عربی به مناسبت یک عمر دستاورد هنری، به اسپانیا رفت و قرار بر این شد که طی همین سفر کارگاه ۱۰ روزه‌ای نیز برای ۳۵ دانشجو که از سراسر دنیا خودشان را به مورسیا رسانده بودند، برگزار نماید.

محمودرضا ثانی‌، یکی از حاضران در این کارگاه بود که البته قبلا نیز تجربه آشنایی با کیارستمی را داشت. او زادهٔ آبادان است و تاکنون بیش از ۴۰ فیلم مستند و داستانی در ایران و کشورهای مختلف جهان ساخته است و از چندین جشنوارهٔ بین‌المللی هم جوایزی دریافت کرده است. ثانی  از شاگردان کیارستمی است و در چند کارگاه‌ فیلمسازی او شرکت کرده است؛ او در این کتاب دست به قلم شده است و با‌‌ همان شیوه و تکنیک‌های مستندگونه یکی از کارگاه‌های استاد را در اسپانیا به رشته تحریر آورده است.

کتاب «عباس کیارستمی و درس‌هایی از سینما» نوشته محمود ثانی برای نخستین‌بار با عنوان «کارگران مشغول کارند» توسط انتشارات هیوز پرس در آمریکا به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی منتشر شد و پس از آن انتشارات معین متن فارسی این کتاب را منتشر و روانه بازار کرد.


شاید کیارستمی فیلمسازی نباشد که احاطه بر تکنیک سینما از ویژگی های بارز او محسوب شود، اما کارگاه های کیارستمی نکات آموختنی برای علاقمندان فیلمسازی کم ندارد. البته همانگونه که قابل پیش بینی است کیارستمی در برگزاری این کارگاه ها نیز روش متفاوت و خاص خود را دارد که در متن کتاب منعکس شده است: «در این سفر من همراه او و در کنارش بودم و حاصل این سفر درس هایی از اوست. به همین دلیل وظیفه خود دانستم که حاصل تجربیات این کارگاه ۱۰ روزه را برای دیگرانی که فرصت شرکت در این کلاس ها را پیدا نمی کنند نقل کنم و آنچه در کتاب «عباس کیارستمی و درس هایی از سینما» حاصل تجربیات این کارگاه ده روزه است. در واقع این کتاب برای دیگرانی است که فرصت شرکت در این کلاس ها را پیدا نمی کنند.»

ژان کلود کاریر فیلمنامه‌ نویس در بخش هایی از مقدمه ای که بر کتاب «عباس کیارستمی و درس هایی از سینما» نوشته است به این نکته اشاره کرده که عباس کیارستمی تنها سینماگری است که می تواند درس سینما بدهد اما خود درسی نگرفته است. او همچنین معتقد است نخستین درسی که باید از کیارستمی بیاموزیم این است که هرگز نمی توانیم فیلم هایی را که او ساخته است، بسازیم...

کیارستمی در این کارگاه قصد آموختن الفبای کارگردانی به حاضران را ندارد. در واقع همانطور که ژان کلود نیز اشاره دارد کیارستمی مصداق استادی ست که به شاگردانش می گوید که «چگونه کار کنند» نه اینکه «چکار کنند».

این مستندساز همچنین در بخش دیگری از مقدمه این کتاب به تفاوت کارگاه آموزش فیلمسازی و مدارس و دانشگاه های سینمایی از نگاه کیارستمی اشاره کرده است: از نظر کیارستمی عمده‌ترین تفاوت کارگاه ها با مدارس سینمایی در این است که در کارگاه دانشجویان بدون ترس شروع به ساخت فیلم می کنند. خیلی وقت ها فارغ التحصیلان مدارس سینمایی جرات ساخت فیلم را پیدا نمی کنند چون می خواهند تمام یافته و آموخته هایشان را در یک فیلم بگنجانند.

"عباس کیارستمی و درس هایی از سینما " آشکار می سازد که او در آموزش های خود علاقه ای به مباحث نظری ندارد بلکه سینماآموزان را وادار به عمل برای ساختن فیلم در مدتی کوتاه می کند و به آنها این جرأت را می دهد که با کمترین امکانات و زمان، زیاد فیلم بسازند و در بند خوب یا بد بودن آن نمانند و خود را در آموزه های متعارف در مدارس سینمایی گرفتار نسازند.
عباس کیارستمی در طول کارگاه درباره نکات مهم گوناگونی صحبت کرده است که محمود رضا ثانی آنها را در قالب سرفصل هایی در متن کتاب متمایز و تفکیک کرده است تا توجه خواننده بیشتر به آنها معطوف شود: «کار هنر، به فکر واداشتن است»، «لذت بخش ترین کار در سینما تجربه کردن است»، «چیزی که در کنترل ما باشد دیگر واقعیت است»، «ما از واقعیت چیز دیگری درمی‌آوریم که واقعیت شخصی ماست»، «زیبایی دردناک است و تحملش به تنهایی دشوار»، «جهان کار است و خداوند کارگر» و ... از جمله برخی از این سرفصل ها هستند.

رویکرد مستند محمود رضا ثانی باعث شده حس گزارشی مستند از حضور در این کارگاه ها به مخاطب منتقل شود. این کتاب برای آنها که شیفته فیلمسازی‌اند نکات خواندنی و جذاب فراوان دارد، تجربیاتی که هنگام قرار گرفتن پشت دوربین به آنها کمک می کند بر تردیدهای شان غلبه کرده و فیلم خود را بسازند، به خصوص اینکه فیلمساز یززگی چون کیارستمی را به عنوان راهنما در کنار خود دارند.


اسرار دنیای ریاضیات به زبان رمان

۲۹ دی ۱۳۹۴ ۰۱:۱۷:۳۶ ب.ظ

داستانهایی که ریشه در مسائل علمی یا فلسفی دارند از کارکردی چند وجهی برخوردارند. هم می توانند مورد علاقه داستان دوستان باشند و هم مورد توجه دوست‌داران مسائل علمی قرار گیرند به عبارت دیگر  هم مخاطب را سرگرم کنند و هم بر دانسته هایش بیفزایند.

انتقام فیثاغورث با عنوان فرعی داستانی از تاریخ ریاضیات، در این دسته آثار جای می گیرد. این رمان به خاطر همین یک حسن که می تواند علاقمندان ریاضی را که کمتر برای خواندن داستان حوصله و انعطاف نشان می دهند، به خود مشغول کرده و به داستان خواندن عادت دهد و یا فوائد آن را پیش روی‌شان قرار دهد، کار بسیار مهمی کرده است.


کتاب «انتقام فیثاغورت» نوشته آرتورو سانگالی با ترجمه مریم مفتاحی به همت انتشارات معین منتشر شده است. آرتورو سانگالی از اساتید ریاضیات دانشگاه پرینستون است. او در این کتاب کوشیده از ریاضیات و تصورات خاص خود از آن پرداختی جذاب ارائه کند. دغدغه او تنها پرداختن به فیثاغورث یا بخشی از زندگی او نیست، هر چند که در این کتاب به این مهم نیز پرداخته اما به نظر مهم ترین کار او ارائه تصویری متفاوت از ریاضیات است چیزی که اغلب تصورات خشک و منجمدی از آن داریم، اما در این کتاب آمیخته با هنر داستان نویسی شکل جذابی به خود گرفته است. حتی نویسنده گاه به شکلی داستان در داستان روایتهایی متکی بر ریاضیات و معماهای آن را به شکلی جذاب برای خواننده تعریف می کند.

فیثاغورث در تاریخ علم معروف است به مردی که موجب ارتقای ارزش ریاضیات شد. «سانگالی» نیز از فیثاغورث به عنوان نخستین فردی یاد می‌کند که در تاریخ علم به «پیرو عقلانیت» شهرت یافته است. با این حال فیثاغورث تمایل داشت، نه تنها به عنوان ریاضی‌دان بلکه به عنوان نظریه پرداز سیاسی و یا حتی آموزگار روحانی نیز مطرح شود.

همین مسئله به شخصیت فیثاغورث ابعاد چند وجهی و جذابی داده است؛ به خصوص وقتی توجه داشته باشیم که او معتقد بود روح انسانها در حیوانات حلول کرده و یا عقاید ویژه او درباره مجسمه الهی و... که همه و همه بر پیچیدگی این شخصیت تاریحی که کمتر به درستی قضاوت شده، می افزاید.

نویسنده «انتقام فیثاغورت» در این رمان جنبه های جذاب و خاصی از زندگی فیثاغورث را مورد توجه قرار داده است که متضمن جذابیت و کشش داستان او شده است. فیثاغورث در چهل سالگی به یونان رفت و در شهر کروتون ماندگار شد، در آنجا با فرقه‌ای پنهانی و اهل ریاضت آشنایی پیدا کرد. یک انجمن مذهبی و تشکیلات علمی که به کندوکاو در اسرار اعداد (ریشه و اصل همه چیز) می پرداخت. چنین فرقه ای برای آدمی همانند فیثاغورث بسیار جذابیت داشت به خصوص که او «عدد» را واقعیت زنده‌ای می دانست که ماهیتش باید شناخته می‌شد و هنوز ناشناخته بود.

«آرتورو سانگالی» در «انتقام فیثاغورث» با روایتی داستان‌وار در چهار بخش به گوشه هایی از زندگی و دغدغه‌های ذهنی فیثاغورث می‌پردازد که بسیاری از آنها برای ما ناشناخته است. اهمیت کار او وقتی مشخص می شود که توجه دشته باشیم از فیثاغورث دست نوشته ای باقی نمانده است، با وجود این نویسنده کوشیده پرده از جنبه های تاریک زندگی این شخصیت تاریخی و نظریات او در زمینه های مختلف بردارد. «آرتورو سانگالی» جنبه های حذاب داستانی را فراموش نکرده و روایتی جذاب و پرفراز نشیب را پیش روی خواننده گذاشته است. مارک کوهن، رمان ‏نویس آمریکایی درباره این اثر می نویسد:

«داستانی بسیار شیوا و بغایت گیرا. نویسنده، مفاهیم فلسفی و علمی را به زیبایی هر چه تمام‏‌تر در هم آمیخته و به شکل رمانی جذاب فراهم آورده است. شگفت آنکه توانسته مفاهیم را شرح دهد و به آنها از طریق گفتگوها و دیگر ابزار داستان‏ نویسی، جذابیت بخشد. کتاب حاضر رمان رازآلود و مهیجی است »

گریگری چایتین نیز درباره آن معتقد است: «بسیار جالب! اثری شگرف در فلسفۀ ریاضیات که به صورت رمانی اسرارآمیز درآمده و همچون فیلمی هیجان‏ انگیز در برابر دیدگان خواننده جلوه می‏کند.»

خلاصه سخن اینکه نویسنده کتاب، هم مخاطب را به خوبی سرگرم کرده هم درباره فیثاغورث چیزهای جذابی عنوان می کند تا ما او را فراتر از صاحب قضیه فیثاغورث درباره مثلث قائم الزاویه بدانیم! افزون برهمه اینها اطلاعات علمی جالبی به ما می دهد تا به کمک آن با تصویری از زندگی و چگونگی کار دانشمندان در سده های دور آشنا می شویم، با این حقیقت که جهان چگونه به مدد علم بدین جا رسیده است.


مردی که نبض داستانش هنوز می‌زند/ یادداشتی از عبدالرزاق پورعاطف

۱۹ دی ۱۳۹۴ ۰۱:۳۸:۴۸ ب.ظ

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- عبدالرزاق پورعاطف: در چهارمین روزِ زمستان سال 1310 احمد محمود به دنیا آمد. داستان‌نویسِ خلاق و بزرگی که 84سالگی‌اش را در نبودِ فیزیکی 13‌ساله‌اش جشن می‌گیریم تا تداعیِ لحظاتِ نابِ خوانشِ رمان‌ها و داستان‌هایش، ذهنمان را سرشار کند؛ خلوت‌های خوش غُور. طعمِ شیرین غرق شدن در جهان داستانی‌ِ «زمین سوخته»، «داستان یک شهر»، «مدار صفر درجه»، «آدم زنده» و «درخت انجیر معابد» هنوز زیر زبانِ ذهن‌مان است. مگر می‌شود آن ساعتِ شش صبح؛ لحظه‌ اعدام افسران ارتش را از یاد بُرد. صدای شلیک تیرها در گوشمان می‌پیچد و وسوسه‌ خواندن دوباره‌ «داستان یک شهر» و تبعید شدن با «خالد» را به سرمان می‌اندازد. یا «زمین سوخته» و آن انگشت کوچک دست که از بند دوم قطع شده است و هنوز هم سُبابه‌اش مثل یک درد، مثل یک تهمت و مثل یک تیر سه‌شعبه به قلبمان نشانه رفته است. چه بسیارند تصاویر پویا و زنده‌ای که احمد محمود با هنرمندی تمام در ذهن‌مان حک‌ کرد. او خالق شخصیت‌های فعال، مانا و جاودانی بود که همراهشان نفس کشیدیم و بزرگ شدیم.



جمال میرصادقی در یادداشت «داستان ایرانی، ارزشمند اما بدون حامی» که 17 آذر 94 در خبرگزاری ایبنا منتشر شد، جایگاه ادبی احمد محمود را تبیین می کند:

«از نویسندگان وطنی که می‌توانستند در جهان شناخته شوند ولی به دلیل ترجمه نشدن آثارشان دیده نشد می‌توان به احمد محمود اشاره کرد. این نویسنده به مراتب از نجیب محفوظ بهتر می‌نوشت اما نجیب محفوظ نوبل ادبیات را دریافت کرد در حالی که جز در مواردی محدود و به مدد چند ترجمه روسی، کسی خارج از ایران محمود را نمی‌شناسد.»

این جایگاه والا، محصول نزدیک به نیم قرن تلاش پیگیرانه در عرصه‌ داستان‌نویسی است؛ چنان خلاقانه و موشکافانه که درهای جدیدی به روی داستان فارسی گشوده شد. در این مقال مختصر، به یکی از خلاقیت‌های داستانی محمود می‌پردازم. او به تعریف جدید و نویی از داستان رسیده بود. در صفحه‌ی 15 کتاب «حکایت حال» -گفت‌وگوی لیلی گلستان با احمد محمود- نظریه‌ خود را چنین توضیح می‌دهد:

«...داستان، تعریف حرکت، تعریف اشیاء و یا حوادث نیست. بلکه تعریف است در حرکت. رمان موجودی است زنده. در رمان، نبض باید در لحظه لحظه‌ی اشیای طبیعی و غیرطبیعی، در انسان و در کلام بزند. اگر لازم باشد و طبیعت داستان ایجاب کند که این زدن نبض در جایی کُند شود، می‌شود، ولی اگر زدن این نبض بی‌دلیل سست شود، داستان از قوام می‌افتد، و اگر متوقف شد، داستان می‌میرد. پس نبض باید بزند.»

برای درک این مفهوم، سراغ رمان «مدار صفر درجه» می‌رویم؛ جلد سوم، صفحه‌ی1358. جایی که «باران» منتظر «مائده» است و محمود بی‌قراری و انتظار بی‌صبرانه «باران» را توضیح و تعریف نمی‌کند، بلکه آن را به تصویر می‌کشد. او با جملات کوتاه و کوبنده، ضرباهنگ بی‌قراری را می‌نویسد و می‌نوازد. گویی رمان از موسیقی متن برخوردار است. اضطراب و نگرانی به شکل بسیار هنرمندانه و غیرمستقیم به جان مخاطب ریخته می‌شود و گریبان خواننده را سخت می‌فشرد:

«...تو حیاط آشوب بود، باران شلاقی بود و دور، آسمان غُرنبة سنگین بود. باران در را بست. چراغ اتاق را روشن کرد. نامه‌ی کتایون دستش بود. نشست پای منقل. لیوان چای را برداشت - سرد بود. به پاکت نگاه کرد و چای خورد. نامه را بار دیگر خواند و گذاشتش تو جیب. باز، سیگار گیراند. برخاست، پتو و متکا را از کنج اتاق آورد. دراز کشید. دستش با سیگار بالای منقل بود. غلت زد. سیگارِ نکشیده را چپاند تو خاکستر منقل. ساعد دست را گذاشت رو پیشانی – باز غَلت زد. نشست. سیگار را از تو خاکستر برداشت و روشنش کرد. چند پک زد. خاموشش کرد. خوابید. پتو را کشید رو سینه. بار دیگر نشست. برخاست. به عکس مائده نگاه کرد. دستش به جیب رفت. خالی آمد بیرون. رفت طرف در اتاق. پشت در ایستاد. صدای تند باران بود – رو سقف، تو حیاط. برگشت. پتو را تا کرد. متکا را گذاشت رو پتو و گذاشتشان زیر بالش و پاها را کشید. انگار که صدای در خانه آمد. گوش تیز کرد. بار دیگر نصفه سیگار را از تو خاکستر برداشت. گیراندش و پک زد. دود تو گلویش شکست. سرفه کرد، سرفه کرد، سرفه کرد – در اتاق باز شد. مائده بود. باران، یکهو از جا برخاست– ((ئومدی؟))...»

 



پنجاه تا شصت فعل به کار رفته است تا فضای داستان ساخته و احساسات درونی «باران» متبلور شود. همچنین با ورود «مائده»، «باران» نیز آرام می‌شود. وانگهی شدت ریزش باران با حالت درونی «باران» ارتباط مستقیم و لطیفی دارد. این شیوه و اسلوب در مونولوگ دو صفحه‌ پایانی داستان کوتاه «کجا میری ننه امرو؟» از مجموعه داستان «دیدار» نیز به زیبایی مورد استفاده قرار گرفته است. نویسنده لباس «ننه امرو» را توصیف نمی‌کند. نمی‌گوید که سردش شده است یا گرم، بلکه ضمن مونولوگ «ننه امرو»، همه چیز نمایانده می‌شود:

«...وُی پُختم – پَه چه سی ئی نیمتنه‌ی صاحب مرده اَ تنم درنمیاد – خو دربیا جامانده. پُختم، ئووفه! راحت شدم...»
«ننه امرو»، نیمتنه را از تن درمی‌آورد. گرمش شده است.
«...پَه سی چه دستم میلرزه – یخ کردم، قرار بگیر آخر! سی چه ئیقد میلرزی دلِ تیرخورده – نیمتنه کجاست پَه چارقدم کو؟...» 
سردش شده است، دنبال نیمتنه و چارقد می‌گردد.
 
بزرگانِ داستان‌نویسی‌ چون کوه‌هایی‌ هستند که در دلشان گنج‌های فراوانی نهفته است. باشد تا بکاویم و بر اندوخته‌ها بیفزاییم.


فرهنگ روانشناسی/پروفسور محمود ساعتچی

۱۱ مهر ۱۳۹۴ ۱۱:۰۰:۲۸ ق.ظ

استادی می‌گفت: رسالت اصلی یک استاد، نقش کردن دقیق مفاهیم یک علم، در ذهن دانشجویان است و نه تعلیم گزاره‌های علمی؛ چه، اگر دانشجو مفاهیم را به‌درستی فراگیرد، راهی هموار به سوی «اکتشاف» گزاره‌ها خواهد داشت و به طور طبیعی و بدون زحمت، این اتفاق خواهد افتاد.

«فرهنگ روانشناسی» اگر از این زاویه نگریسته شود، اثری تألیفی و گرانسنگ است از استادی که از پیشکوتان روانشناسی ایران است و از بنیانگذاران یکی از شاخه‌های مدرن آن: روانشناسی صنعتی و سازمانی.



پروفسور محمود ساعتچی، استادتمام بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی، دو دوره عضو هیأت مدیره انجمن روانشناسی ایران، «چهره ماندگار ایران‌زمین» در سومین همایش بین‌المللی کسب و کار، و تدوین کننده و ارائه دهندۀ "مدل نظام مند انتخاب و بکارگیری اثربخش منابع انسانی در سازمان (مُناباماس)، از آن استادانی هستند که در بعضی از زمینه‌های روانشناسی و مدیریت، «فضل تقدمی»دارند که آثار ایشان را خواندنی می‌کند، هر قدر هم که در حوزه تألیف و ترجمه فرهنگهای روانشناسی به زبان فارسی در سالهای اخیر آثار متعددی متولد شده باشد.

از یک طرف، این فرهنگ، برای آموزش و یادگیری واژگان تخصصی روانشناسی برای دانشجویان مفید است، به‌ویژه آنکه تعاریف واژه‌ها در عین دقت، از روانی لازم برخوردارند: «براي افزايش تسلط خود در مطالعه و فهم درست مطالب تخصصي به زبان انگليسي، ابتدا بايد با ترجمه يا معادلهاي فارسي واژه‌هاي آن زمينه تخصصي، و سپس با تعریف یا تعاریف آن واژه خاص، آشنا شد. بهترين شيوه يادگيري معادل‌هاي فارسي اصطلاحات روانشناسي به زبان انگليسي و تعریف یا تعاریف آن واژه، در اختيار داشتن فرهنگ روانشناسي است.»

از طرف دیگر، تألیف فرهنگهای علمی توسط «اهل» آن علم، به پدیدایی و توسعه «زبان» آن علم مساعدت و ارتباط میان متخصصان را تسهیل می‌کند و به غنای بیشتر فرهنگ علمی می‌انجامد. به جای آنکه دانشجویان و استادان از واژه‌های انگلیسی در تفکر و ارتباط استفاده کنند، با معرفی معادلهای دقیق و خوش‌ساخت، واژه‌های فارسی را به کار میبرند و بدین ترتیب، پیوندی میان علم روانشناسی و فرهنگ فارسی به وجود می‌آید، پیوندی که شاید از بایسته‌های اولیه شکل‌گیری «علم بومی» و هماهنگ با سنت‌ها، نیازها، ... و «روان» فرهنگ ما باشد.

اتفاقاً این دغدغه را در آثار دیگر پروفسور ساعتچی نیز می‌توان دید؛ مثلاً در مقدمه کتاب «مبانی رفتار سازمانی، رفتار و بهره‌وری سازمانی با نگرشی بومی» مینویسند: « ... در استفاده از کتاب توجه داشته‌ام که تا حد ممکن از اشاره به اشخاص، شرکتها و سازمانهایی که برای ما در ایران ناآشنا هستند و ضرورتی هم برای آشنایی با آنها وجود ندارد، خودداری کنم و در مواردی که ابهامی ایجاد نمی‌کرد، از نام آشنا استفاده کنم. دوم اینکه ترجمه را با سبک آشنای خودم هماهنگ ساختم و ضمن حفظ معنا و مفهوم نوشته‌های اصلی، آن مفاهیم را با زبانی بیشتر قابل فهم به نگارش درآوردم. سوم این که تلاش کردم تا آنجایی که امکان دارد، به سه جنبه یعنی نظام مند بودن، هدفمند بودن و بومی بودن مطالب و موضوعات فصول مختلف کتاب، توجه داشته باشم.»

انتشار این کتاب را به جناب استاد، تبریک می‌گوییم و منتظر انتشار و گسترش ایده‌های ایشان در عرصه‌های نو و به‌ویژه «روانشناسی بهره‌وری راهبردی» می‌مانیم.

 

 

فضل الله توکلی -  دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت


  << قبلی   1   2   3   4   5   6   بعدی >>
 
نماد اعتماد الکترونیکی

 

 

 
پرفروش ترین عناوین
اکولوژی و محیط زیست خودمونی
اکولوژی و محیط زیست خودمونی

140,000 ریال
فرزند ایران
فرزند ایران

120,000 ریال
وخشور ایران
وخشور ایران

80,000 ریال

پر بازدیدترین عناوین
یادداشت های علم(دورۀ هفت جلدی)

یادداشت های علم(دورۀ هفت جلدی)

950,000 ریال
تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران

تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران

350,000 ریال
دفتر دانایی و داد

دفتر دانایی و داد

500,000 ریال

جدیدترین عناوین منتشر شده
جزیره بی آفتاب
جزیره بی آفتاب

370,000 ریال
یکصد فیلسوف تاثیرگذار تاریخ
یکصد فیلسوف تاثیرگذار تاریخ

350,000 ریال
یکصد دانشمند تاثیرگذار تاریخ
یکصد دانشمند تاثیرگذار تاریخ

400,000 ریال
 

عضویت در خبر نامه